« رَضُوا عَنْه » 22 كشف : يعنى در آخرت شادند كه بهشت دارند . بعضى گفتهاند : يعنى به دنيا دلگران از سرنوشت خود نبودند و از ابو عثمان نيشابورى نقل است : چهل سال مىگذرد كه نه اگر بيك حال بودم دلگير شدم و نه اگر خدا مرا ز حالى بحالى كرد خشمگين شدم .
مجمع : در آيه كلمه ى « عشيرة » به صورت جمع « عشيرات » خوانده شده است و « كَتَبَ » با ضمّ كاف به صورت مجهول خواندهاند و نتيجه ى معنى يكى است .
سخن ما : 1 - آيت 6 « ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى - الخ » جهت اختصاص نجوى بسه نفر و بالاتر كه از نجواى دو نفرى اسم برده نشده است با اينكه اصل راز و نجوى ميان دو نفر است شايد از اين روى باشد كه براى پاسخ آن عربها است كه بيش از دو نفر بودهاند و با هم انجمن كرده و مىپرسيدند آيا خدا از راز ما خبردار است يا نه چنان كه در شأن نزول نقل كرديم كه آنها بيش از دو نفر بودهاند . و شايد براى راهنمائى مردم باشد و شدّت اهميّت برازدارى كه اگر دو نفر با هم راز گويند كه كسى ديگر از آنها خبردار نشود و محدود ميان دو نفرشان باشد خداوند هم آنها را به خود ميگذارد و رازشان فاش نمىكند چنان كه گويا از آن بىخبر بوده است پس مردم نبايد در ميان دو نفر كه راز مىگويند مداخله كنند و هم آن دو نفر نبايد راز خود فاش كنند ولى اگر بيش از دو نفر بود اهميّت راز دو نفرى را ندارد .
2 - آيت 11 « إِذا قِيلَ لَكُمْ - الخ » دستورى است همگانى و براى هميشه نه منحصر به همان مورد خاصّ كه در شأن نزول نوشتيم و با توجّه بروش مردم معلوم مىشود كه گويا از اين آيه و اين دستور خبردار نيستند هم چنان كه در بسيارى از مجالس مشاهده مىشود با اينكه صاحب خانه با چشم خواهش نگاه مىكند و خجالت مىكشد كه آشكار بگويد جاى باز كنيد كسى به روى خود نمىآورد و همچنين تازه وارد در مجلسى و يا مسجدى اگر آشنائى نداشته باشد او را ناديده مىانگارند و جاى برايش باز نمىكنند با اينكه عموم اين آيه اين موارد را مىگيرد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢١٠