تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
يعنى سوگند بنوء و آن ستاره ها كه از غروب و طلوعشان انتظار باران داريد و مقصود اين است كه بجاى شكر خدا نعمت او را دروغ دانستيد و باران را از طلوع و غروب ستاره دانستيد ، و نقل كرده‌اند كه پيغمبر ( ص ) چنين قرائت مىفرمود : « تجعلون شكركم انّكم » . نقل كردند : سليمان عبد الملك خليفه ى اموى بيكى از علما گفت : از علم نجوم چيزى بخوانيد تا از آن بىبهره نباشيد . گفت : ما را منع از آن كرده‌اند چون براى من روايت كرده‌اند كه پيغمبر فرمود از سه چيز پيش از دگر كارها ترسناكم كه امت را گرفتار كند : 1 - پيشوايان را ناچيز شمردن . 2 - سرنوشت و تقدير دروغ دانستن 3 - ايمان بنجوم و دلبستگى بستاره - شناسى . « حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ » 84 ابو الفتوح : 1 - بعضى گفته‌اند روى سخن با او است كه دمادم مرگ است كه چشم دوخته‌ايد و مرگ در جلو چشم ميبينيد و چاره نداريد 2 - و بعضى گفته‌اند : مقصود خويشان او است كه بر بالين او نشسته‌اند « فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ - الخ » 86 مجمع : تكرار « فَلَوْ لا » براى طول فاصله است و جواب اوّل « فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ - الخ » اين جمله ى دوم است و معنى وادار كردن است يعنى پس چرا و نتيجه ى معنى اين است : چون جان بگلو رسيد چرا آن را بر نمىگردانيد اگر گرفتار حساب خود نيستيد و مملوك و بفرمان ديگرى نيستيد ؟ « فَرَوْحٌ وَرَيْحانٌ » 89 فخر : معنى روح : 1 - رحمت است 2 - راحت است و آسايش 3 - وسعت است و گشايش ، و ريحان يا بمعنى برگ است يا به معنى گل است و يا ريحان و گياه خوشبوى معروف است كه هنگام مرگ ، مؤمن آن مىبويد و مىميرد . ابو السعود : روح بمعنى استراحت است و بضم را خوانده‌اند يعنى رحمت كه سبب زندگى دائمى است و ريحان بمعنى روزى است . « فَسَلامٌ لَكَ - الخ » 91 مجمع : 1 - يعنى اگر آنكه مرده است از اصحاب يمين بود تو سلامتى آنها را مىبينى كه ترس و گرفتارى ندارند 2 - قتاده گفته