مجتهد هر گه كه باشد نصّ شناس
اندر آن صورت ، نينديشد قياس
چون نيابد نصّ اندر صورتى
از قياس آنجا نمايد عبرتى
اين قياسات و تحرّى روز ابر
تا بشب مر قبله را كرده است حبر
ليك با خورشيد و كعبه پيش رو
اين قياسات و تحرّى را مجو
تبيان در اين آيه چنين نوشته است : « و تعليم الاستدلال بالنّشأة الاولى على النّشأة الثّانية فيه تعليم القياس » .
« تَفَكَّهُونَ » 65 مجمع : 1 - عطا و كلبى و مقاتل : يعنى شما را شگفت آيد از اين نابودى كشت و زرع شما 2 - عكرمه و قتاده : يعنى پشيمان ميشويد افسوس مىخوريد بهزينه ى هدر شده ى خود ، و اصل اين جمله از « التّفكّه بالحديث » است كه براى رفع ملال آدمى هر دمى از درى سخن مىگويد . گويا شما هم از پشيمانى و ناراحتى هر دمى بجورى پشيمانى خود نمودار مىكنيد .
3 - بعضى گفتهاند : يعنى يكدگر را ملامت مىكنيد كه چرا فرمان حق نبرديد ؟
« إِنَّا لَمُغْرَمُونَ » 66 مجمع : با دو همزه نيز خواندهاند .
« لِلْمُقْوِينَ » 73 ابو الفتوح : 1 - مقوين يعنى آنها كه بر زمين بىآبادى فرود آيند چون قي و قوا بفتح قاف بمعنى زمين بىآبادى و بىباران است 2 - مجاهد گفت : يعنى براى آنها كه بخواهند از آتش بهره مند شوند از مسافر و آنكه در وطن باشد از آن بهرمند شوند و به ياد آتش دوزخ باشند 3 - حسن بصرى : يعنى بلغه و دستاويز زندگى است براى مسافر كه به اندازه ى كافى سنگ و آتشزنه و آهن با خود بردارند 4 - ابن زيد گفت كالاى گرسنگان است . چون عرب مىگويد « اقويت منذ كذا » يعنى از فلان وقت گرسنهام و چيزى نخوردهام 5 - قطرب : اين كلمه از اضداد است كه دو معنى ناسازگار دارد كه درويش و توانگر را مىفهماند ، و معنى جمله اين است كه آتش كالاى همگان كرديم چه دارا و چه نادار .
« فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ » 75 طبرى : 1 - سعيد جبير گفته است : لا زايد