گناه آدمى و پرى نپرسند
40 پس كدام نعمت حق دروغ است ؟
41 كه گناه - كاران را به چهره شان شناسند و از پاى و پيشانىشان بگيرند [ و به آتش فكنند ] ،
42 پس كدام خوشى خداوندى را نمىپسنديد ؟
43 [ كه گويندشان ] همين است دوزخى كه گناهكاران دروغش شمردند
44 اكنون ميان آن و آب بغايت جوشيده بچرخند
45 پس چه نعمت حقّ ناپسند شما است ؟
46 كه دو بستان بپاداش آن كسان بود كه بانديشه ى بازپرسى پيشگاه پروردگار خود بودند ،
47 پس چه نعمت حقّ را انكار كنيد ؟
48 كه در آن دو بستان ، شاخ درختان بسى راست است و زيبا
49 پس بكدام نعمت پروردگار خود منكر شويد ؟
50 كه در آن دو چشمه ، آب روان است
51 پس چه نعمتى را نمىپسنديد ؟
52 كه در آن زهر ميوه اى جفتى است [ مانند آن نديده ]
53 پس چه خوشى خداوندى دروغ است ؟
54 با اينكه در آن دو بستان مؤمنان تكيه به بالشها كنند آكنده ز پرنيان و ميوه درختان به نزديكشان
55 پس كدام نعمت پروردگار خود را دروغ شماريد
56 كه در آن زنهاى پاكدامنند چشم از ديگران فرو هشته و دستى از جنّ و انس به آنها نرسيده
57 پس چه نعمت حق ناپسند شما است ؟
58 كه آن زنان به زيبائى گوئى ياقوتند و مرجان
59 پس كدام از اين نعمتها را نمىپسنديد ؟
60 مگر شود پاداش نيكى بجز نيكى بود ؟
61 پس كدام نعمت حق را منكريد ؟
62 با اينكه فروتر از آن دو بستان دو ديگر بود
63 پس چه نعمت خداوندى را منكريد ؟
64 كه درختان آن چنان انبوه و سبز است كه گوئى تيره گون است
65 پس از كدام نعمت خداداد در آزاريد ؟
66 كه به آنها دو چشمه فواره كند
67 پس چه نعمت حق را دروغ دانيد ؟
68 كه به آن دو بستان خرما بن است و انار و ديگر ميوه ها
69 پس كدام نعمت پروردگار خود نمىپسنديد ؟
70 چه در آن بستانها نكو خويان زيبا چهره اند
71 پس چه نعمتى ناپسند شما است ؟
72 كه به آن سيه چشمانند در خيمه ها نشسته چشم از دگران فرو بسته
73 پس بچه نعمت كافريد ؟
74 كه زان پيش آدمى و پرىشان نپسودهاند ؟
75 پس از چه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٣٥