« بَلاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ - الخ » 35 مجمع : با نصب خواندهاند كه مصدر تأكيدى باشد يعنى « بلغوا بلاغا » و از ابو مجلز نقل است كه « بلغ » به صورت فعل امر خوانده است . و « يهلك » بفتح ياء به صورت معلوم نيز خوانده شده است . و زجّاج گفته است براى اميدوارى برحمت حقّ از اين آيه اميد بخش تر نيست .
سخن ما : 1 - آيت . 9 جمله ى « ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي - الخ » سخن ديگران را در مقصود از اين جمله نوشتيم و شايد بتوان گفت : چون در آيات - پيش نقل سخن كافران شده است كه پيغمبر جادو مىكند و تهمت مىزند به اين آيه اوّل گفته شده است : اين گونه گفته ها تازگى ندارد كه تهمت و جادو باشد چه در گذشته ديگران بودند و اين گونه سخنان با مردم گفتند و در دنبال آن گفته شده است همانطور كه سخنانم تازه نيست ادّعاى بيشتر هم ندارم چون از سرنوشت آگاه نيم كه بر سر من و شما مردم چه مىآيد خواه مسلمان و چه غير مسلمان و خواه به اين جهان و يا بسراى ديگر و اينكه مفسّرين اين آيه را منسوخ دانستهاند نمىتوان درست دانست زيرا در آيات ديگر كه نويد فتح يا آمرزش داده شده است ، دلدارى و آرامش خاطرى است براى همان مردم و مدّتى كه پيغمبر با آنها است ولى اين جمله عام است كه پيغمبر در برابر جسارت و نادانى كافران بگويد :
نه من غير ديگرانم و نه از سرنوشت خبر دارم . و اين مطلب تا امروز هم درست است كه سخنان آن روز پيغمبر بر اساس توحيد و نبوّت و معاد بوده است چنان كه مأموريت همه ى پيغمبران همين بوده است و نيز ما اكنون هم معتقديم كه آن حضرت [ بدون الهام خداوندى ] از سرنوشت جهان و جهانيان بىخبر بوده است ، چنان كه آن روز هم بوسيله ى اين آيه بمردم اعلام كرد كه ندانم چه مىشود و جمله ى بعد « إِنْ أَتَّبِعُ - الخ » شايد براى روشن كردن همين مطلب باشد كه من ادّعائى ندارم و از خود چيزى نمىگويم جز آنچه به من الهام شود و البتّه اگر الهامى شود از آينده خبردار خواهم بود .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 534
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٣٤