بر كمال اهميّت مشورت و چون كلمه ى « امر » محدود نشده است و بطور كلَّى گفته شده است و باصطلاح مطلق است و به ظاهر شور در همه ى كارها را مىفهماند شايد بتوان گفت : از آنجا كه حكومت ميان مردم پايه ى زندگى آدمى است و برترين كارهاى اجتماعى است كلمه ى « امر » حكومت را نيز مىرساند و ميفهماند كه در كار حكومت هم شور ميكنند و چون در شمار واجبات اوّل و مهمّ آورده شده است قرينه است بر وجوب شور در تعيين حاكم و حكومت شورى البتّه در آن موقع كه حاكم معيّن از جانب پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نباشد زيرا اگر چنين حاكمى بود موضوعى براى ترديد و شور و تعيين نخواهد بود .
10 - آيت 51 « ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ - الخ » ميگويد : اين انديشه باطل است كه خداوند با كسى رو برو شود و سخن گويد . ولى مىشود كه آنچه بخواهد در دل كسى بيفكند و يا از پس برده با او سخن گويد و يا ملكى فرستد كه آنچه بايد با او بگويد . صورت اوّل ساده تر است چون درجه ى عالى همان است كه متفكّرين و دانشمندان و مخترعين را بخاطر ميرسد براى كشف مشكلات و اختراعات و هم براى ديگر خردمندان كه راه صلاح و فساد كارها را در مىيابند با اين تفاوت كه پيغمبران به واسطه ى برترى در فطرت و انديشه ى در خير و سعادت بشر واقعيّات و مصالح حقيقى به آنها الهام مىشود كه جاى دو دلى و وسوسه شيطانى نيست و شايد پيغمبران غير موسى و عيسى عليهما السّلام فقط به همين وسيله راهنماى بحقّ بودهاند . طريق دوّم عالىتر است و فقط شخص شايسته پيغمبرى به آن پايه ميرسد كه آواز شنود چنان كه موسى شنيد و از حرث بن هشام بنقل كشف الأسرار نوشتيم كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : مثل آواز زنگ بگوشم ميرسد ، و شايد اين آواز به دنبال فكر و انديشه ى قوى و صواب پيغمبر بوده است كه چون از پيش آمدى يا گشايش دشوارى سخت انديشناك ميشده است آوازى بگوشش ميرساندند كه اين است آنچه در انديشه اش هستى ، و شايد همين انديشه سخت و نگرانى و دشوارى اين گونه آواز بوده است كه پيغمبر براى حرث بن هشام نقل فرموده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 462
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٦٢