« وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّه فَما لَه - الخ » 36 مجمع : اين جمله چند معنى شده است : 1 - يعنى آنكه كافر و نافرمان بود و خدا از راهيابى بهشت گمراهش كرد كس نتوانندش راهنما شود 2 - آنكه راه حقّ را گم كرد و خدا او را گمراه ناميد كسى نيست او را هدايت شده بنامد 3 - هر كه را از درجات عاليه ى هدايت محروم كرد او نتواند از آن زيادى و درجات عالى استفاده كند . و جمله ى بعد نيز همين طور معنى مىشود : كه هر كه را خدا بواسطه ى نكوكارى راه بهشت ، نشان داده كسى نميتواند او را گمراه كند . و يا آن را كه خدا راهنما شد و او هم به آن راه رفت كسى نميتواند گمراهش كند . و يا آن را كه آخرين هدايت نصيب كرد كسى نتواند بوسيله ى توليد وسواس و شكّ او را از آن درجه فرود آرد .
فخر : چون در بيم و نويد بسيار سخن گفته شد به اين جمله ها حقيقت نمايانده شده است و سخن پايان يافته است يعنى اين گفتگوها و دليلها سود نميدهد مگر خداوند كسى را مخصوص هدايت و توفيق كند .
« ألَيْسَ اللَّه - الخ » 36 فخر : معتزليها اين جمله را دليل بر مذهب خود دانستهاند چون تذكّر انتقام نشانه است بر اينكه گمراهى و كفر از خدا نيست و گر نه انتقام و تهديد از خدا بر كار خودش جايز نيست .
« كاشِفاتُ ضُرِّه . . . مُمْسِكاتُ رَحْمَتِه » 38 مجمع : قارىهاى بصره « كاشِفاتُ ضُرِّه » با تنوين اوّل و نصب دوّم خواندهاند ، و ديگران باضافه و جرّ دوّم خواندهاند و همچنين در دو كلمه ى بعد ، و در معنى تفاوت نيست .
« أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ » 41 كشف : كلمه ى حقّ دو معنى شده است 1 - يعنى براى حقّ و درستى تا مردم به آن رفتار كنند 2 - يعنى بخبر دادن از حقّ و درستى فرستاديم كه رستاخيز و سر انجام كار بشر و همه ى واقعيّات عالم باشد .
« اللَّه يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ - الخ » 42 فخر : چون پافشارى كافران بر كجى خود به پيغمبران صلَّى اللَّه عليه و آله ناگوار بود و در اين آيات از بدى كار و سر انجام كار كافران
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 365
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٦٥