تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
كشف : راستى : در چهار چيز است قول و وعد و عزم و عمل : راستى در قول وصف پيغمبر است به اين جمله « وَالَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ » . راستى در وعد كار اسماعيل است به اين جمله « إِنَّه كانَ صادِقَ الْوَعْدِ » . راستى در عزم اين است كه براى اصحاب پيغمبر گفته شده است « رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلَيْه » راستى در عمل براى مؤمنان است به اين آيه « أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا » . از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله پرسيدند كمال دين چى است ؟ فرمود گفتار بحقّ و كردار بصدق . پيرى را گفتند : صدق چى است ؟ گفت آنچه گوئى كنى و آنچه نمائى دارى و آنجا كه آواز دهى باشى . « ألَيْسَ اللَّه بِكافٍ عَبْدَه » 36 مجمع : « عباد » به صيغه ى جمع نيز خوانده‌اند ابو علىّ گفته است : اگر مفرد باشد مقصود پيغمبر است و اگر جمع باشد مقصود عموم پيغمبران است كه ابراهيم و نوح و يونس از بلا رها شدند و خدا كفايتشان كرد . كشف : مفسّرين گفته‌اند : اين آيه دو بار نازل شده است : يك بار براى دلدارى پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله كه خدا شرّ دشمن را از تو ميگرداند . و يك بار ديگر آن بود كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله خالد وليد را فرمود بتى كه بنام عزّى بود نابود كند كافران او را ترساندند كه عزّى تو را هلاك يا ديوانه مىكند او ترسيد و حضور پيغمبر رفت ، و اين آيه نازل شد . او رفت و آن را نابود كرد . « وَيُخَوِّفُونَكَ - الخ » 36 مجمع : قتاده و سدّى گفته‌اند : كافران بپيغمبر ميگفتند : ما ميترسيم كه بتهاى ما تو را نابود كند اين آيه اشاره به آن گفتار است . و بعضى گفته‌اند : چون خالد خواست بت بنام عزّى را بشكند گفتند اى خالد از اين بترس كه آسيبش به تو برسد او با تبر بينى آن را شكست و اين رجز را خواند :
يا عزّ كفرانك لا سبحانك سبحان من اهانك
« انّى رأيت اللَّه قد اهانك »
و اين آيه براى آن موقع است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 364 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )