تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
دارد كه ناشايسته آمد در ازل آن مهمتر مهجوران كه او را ابليس گويند چندين سال در كارگاه عمل بود اهل ملكوت همه طبل دولت او مىزند و ندانستند كه در كارگاه عمل بود اهل ملكوت همه طبل دولت او ميزدند و نداستند كه در كارگاه ازل او را جامه دگرگون بافته‌اند ، ايشان در كارگاه عمل او مقراضى و ديبا همه ديدند و از كارگاه ازل او را خود گليم سياه آمد « وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ » .
اين قصّه نه ز آن روى چو ماه آمده است كاين رنگ گليم ما سياه آمده است
حسينى : بيت :
هدايت هر كه را داد از بدايت به دو همراه باشد تا نهايت
روح البيان : حافظ گفت :
به آب زمزم و كوثر سفيد نتوان كرد گليم بخت كسى را كه بافتند سياه
شيخ سعدى گفت :
گرت صورت حال بد يا نكو است نگاريده ى دست تقدير او است
خدا كشتى آنجا كه خواهد برد و گر ناخدا جامه بر تن درد
و صائب گفت :
با اختيار حقّ نبود اختيار ما با نور آفتاب چه باشد شرار ما
« إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ » 57 طبرى : حرث بن نوفل بود بگفته ى ابن عبّاس يا گروهى ديگر از قريش بپيغمبر گفتند اگر پيروى تو كنيم اعراب بر جنگ با ما همدست ميشوند اين آيه نقل سخن او است ، و در دنبالهء اين سخن جواب او گفته شده است « أوَ لَمْ نُمَكِّنْ - تا آخر » يعنى آنها را در سرزمين حرم جاى داديم كه مردم از كشتار و يغما آسوده‌اند . « يُجْبى إِلَيْه ثَمَراتُ » 57 مجمع : با تاء و ياء بلفظ مذكّر و مؤنّث هر دو قرائت شده است . « وَما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ » 59 طبرى : قتاده و ابن عبّاس گفته‌اند : مقصود مردم مكّه است و پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله كه مأمور براى آنها بوده است .