تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
و جلال و سرا پرده هاى ملك و كبريا و اختفاى در سحب نور ، پس ابليس كه آن را برترين حقايق ديد سوگند خود به آن استوار كرد . « لأُغْوِيَنَّهُمْ » 82 فخر : در اين آيه شيطان به اين جمله گفته است : من آدميزاد را گمراه ميكنم و در آيت ديگر گفته است « فَبِما أَغْوَيْتَنِي » يعنى چون تو مرا گمراه كردى . پس در آيت اوّل اقرار به اختيار خود كرد و در آيت دوّم گمراهى را به خداوند نسبت داد . پس معلوم مىشود كه شيطان در مسئله ى جبر و اختيار مردّد بوده است . « إِلَّا عِبادَكَ » فخر : چون شيطان گفت همه ى فرزندان آدم را گمراه ميكنم و ميدانست كه ببندگان پاك خدا دسترس ندارد اين جمله را گفت كه مگر بندگان پاك تو را تا در سخنش دروغ نباشد پس معلوم است كه شيطان از دروغ پرهيز داشت پس چگونه از مرد مسلمان دروغ شايسته باشد . « مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ » 83 روح البيان : بعضى از اهل معرفت گفته‌اند : بنده ى پاك مخلص كسى است كه راز او با خداى خود چنان است كه نه ملك ميداند كه بنويسد و نه شيطان خبر دار مىشود كه آن را نابود كند و نه خواهش و ميل نفسانى او را كج و منحرف مىكند ، و بعضى از بندگان پاك را چون شيطان با عزت احوال و سلطنت ولايت حق بيند بمانند نمك در برابرشان آب مىشود . « فَالْحَقُّ » 84 مجمع : بيشتر مردم كوفه با رفع خوانده‌اند تا خبر مبتداى ساقط باشد يعنى « انا الحقّ » يا مبتدا باشد كه خبرش افتاده است يعنى الحقّ منّي . و ديگران با صداى بالا خوانده‌اند كه مفعول و يا قسم باشد براى فعل مناسب مثل « لأملأنّ حقّا » و « اقول الحقّ » . « وَما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ » 86 مجمع : اين جمله سه جور معنى شده است : 1 - قرآن را به زحمت خود و از پيش خود درست نكرده‌ام 2 - پيغمبرى من ساخته ى خود من نيست 3 - از خود كارى بيخردانه و رنج آور و بر خلاف عقل نميكنم .