معلوم نبوده است چكاره بوده است و كجا تربيت شده است تا شنيده است آنها آمدهاند از دورترين نقاط شهر با كوشش و حالت دويدن خود را نزد آنها رسانده است تا سخن حقّ بشنود و به ديگران بفهماند .
7 - آيت 36 جمله ى « خَلَقَ الأَزْواجَ » - الخ مفسّرين كلمه ى « ازواج » را انواع و امثال معنى كردهاند لكن ممكن است بمعنى جفت نر و ماده باشد كه گياهها نيز نر و ماده دارند و اشاره ى به اين حقيقت باشد كه اعراب خبردار نبودند و يا ميدانستند كه فقطَّ خرما نر و ماده دارد و از اين خاصيت گياههاى ديگر بىاطَّلاع بودند و ما هم در ترجمه هر دو احتمال را منظور كرديم .
8 - آيت 38 جمله ى « وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها » ترجمه ى ما از گفته ى مفسّرين جدا است چون آنها لام « لمستقرّ » را بمعنى الى گرفتهاند تا زمان يا مكان آرامش و ما جورى معنى كردهايم كه معنى علَّت را بفهماند يعنى حركت خورشيد بواسطه ى وضع آرام و قرار معيّن آن است كه حركت فلك شمس باشد به گفته ى علماى قديم و يا خاصيت فيزيكى آن باشد و حركت منظومه ى شمسى باشد بموجب تحقيقات علمى و هم حركت اختصاصى خورشيد بدور خود در بيست و پنج روز و نيم يك دور .
9 - آيت 39 « وَالْقَمَرَ قَدَّرْناه مَنازِلَ » اگرچه مفسّرين منازل را به اصطلاح منازل قمر معنى كردهاند كه مدار ماه بدور زمين باشد . يعنى چون گردش زمين بدور خورشيد يا بگفته ى قدما حركت ساليانه ى خورشيد بدور زمين در يك مدار و خطَّى است كه ماه همان خطَّ را در مدّت قريب به سى روز بدور زمين مىپيمايد ، از اين جهت اين مدار و خطَّ سير را بيست و هشت بخش به شماره ى روزهائى كه ماه از زمين ديده شود تقسيم كردهاند و هر قسمتى را منزلى و جملگى را منازل قمر ناميدهاند كه در كتب هيأت قديم و هم در تفسير ابو الفتوح براى هر يك از آن تقسيمات اسمى معيّن كردهاند مثل شرطين ، بطين ، ثريّا . و غير آن و چون در آيه تصريح شده است كه براى ماه منازل معيّن كرديم معلوم مىشود كه هنگام
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٦٢