مجمع : اوّل براى سرزنش و تهديد كافران است و دوّم براى وعظ و نويد مؤمنان است و دلگرمى آنها كه ممكن است سرمايه دار شوند و ببخشند و عوض بگيرند .
« جَزاءُ الضِّعْفِ » - « فِي الْغُرُفاتِ » 37 مجمع : با نصب « جزاء » و رفع « ضعف » كه دوّمى خبر ، و أوّلى مفعول له يا حال باشد قرائت شده است و به قرائت مشهور جزاء خبر است و مصدر مضاف بمعمول . و كلمه ى « غرفات » غرفه به صورت مفرد خوانده شده است ، چون در نسبت باسم جنس جمع و مفرد مساوى است مثل « اهلك النّاس الدّرهم و الدّينار » .
[ « وَما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها » 44 بيضاوى : ما كتابهائى نفرستاديم براى ايشان كه در آن دستور بشرك داده باشيم و نيز كسى را ارسال نكرديم كه آنها را از ترك شرك بترساند و يا دعوت بشرك نمايد ] .
« وَما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ » 45 طبرى : يعنى ده يك آنچه بمردمان گذشته داديم از توانائى و دلاورى و غير آن بمردم زمان تو نداديم .
حسينى : يعنى به آن گذشتگان از وظايف حجّ و غير آن ده يك آن را كه به پيروان تو داديم به آنها نداده بوديم .
فخر : ده يك آيات و دلائل كه براى قريش و كافران عرب داديم بگذشتگان نداديم .
[ « إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّه » 46 يعنى فقطَّ يك كلمه براى موعظه و ارشاد بشما مىگوئيم و آن اينكه با هم بطور دو نفرى و جدا جدا بدون ترس و تقليد و تشويش خاطر براى خدا شور كنيد و بينديشيد و سابقه كار اين پيغمبر را در نظر گيريد ببينيد آيا در وى ديوانگى سراغ داريد و آيا كمال عقل او كافى نيست براى دعوتش بتوحيد . خطاب در اين آيه با كافران است كه نبوّت پيغمبر و توحيد را نمىپذيرفتند ] .
« وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ » 53 طبرى : يعنى كافران پيغمبر را
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 222
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٢٢