كه دليلهاى روشن براى آنها آوردند و از كسانى كه مجرم شدند انتقام كشيديم و [ مؤمنين را يارى كرديم ] البتّه پشتيبانى مؤمنين حقّى بوده است بر ما [ ناگزير و انجام شده چون مقررّات آفرينش تغيير ناپذير است و حوادث بقدرت او است پس ] .
48 خداوند است آن كه بادها را ميفرستد تا ابرها را برانگيزد و در آسمان بآنجور كه مصلحت باشد ميگستراندش و پاره هاى آن را روى هم انباشته مىكند و آن گاه مىبينى كه از لابلاى آن باران بيرون ميآيد و چون برسد بهر كس از بندگان كه بخواهد ، آن وقت است كه آنها دلشاد ميشوند و روى خوشى ميبينند
49 گرچه پيش از اين ابر و باران ، مأيوس و بجاى مانده و نااميد بودند
50 پس تو اى محمّد بنگر بآثار رحمت خداوند كه چگونه زمين را از پس مردگى زنده مىكند [ و سبز و خرّم مينماياند ] البتّه همو است كه زنده كننده ى مردگان است و بر هر چيز توانا است .
51 [ ولى ] اگر بادى فرستاديم [ ناسازگار با كشت و زرع مردم بد دل ] و آن را زرد و نابود ديدند بر ميگردند و بنعمتهاى خدا كافر ميشوند [ و بجاى اينكه در بلا صابر باشند بكفر ميگرايند ، آرى چنين است حال و خوى مردم مرده دل ] .
52 پس تو بمرده نتوانى سخن بشنوانى و نه آواز به گوش كر رسانى در حالى كه بخواهند پشت كنند و سخن حقّ نشنوند
53 [ نيز ] و نتوانى كور دلان را از گمراهى به راه آورى فقط بآنهائى ميتوانى سخن حقّ برسانى كه مؤمنند و تسليم بآيات ما ميشوند [ پس اين گونه مردم تسليم بحقّ هستند و درك ميكنند كه ]
54 خداوند است آنكه شما را آفريد از ابتدا موجودى ناتوان و از پس ناتوانى نيرومند كرد و باز از پس قوّت و توانائى ضعف و ناتوانى مقرّر كرد و پيرى و آنچه بخواهد و مصلحت باشد مىآفريند كه او عليم است و قدير
55 و آن روز كه رستاخيز بر پا شود بد كاران سوگند ياد كنند كه جز ساعتى بيش به دنيا يا بگور نماندهاند . بلى به همين جور در دوران زندگى دروغ ميگفتند و حقايق را دگرگون ميكردند .
56 و آنها كه علم و ايمان دارند ميگويند آرى [ بآنجور كه ] در كتاب خداوندى است [ و سرنوشت حقّ ] شما بمانديد تا روز رستاخيز كه اكنون همانروز است ولى شما بى خبر بوديد
57 پس
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٠٩