نميكنند يا چيزى براى اينها آمده است كه براى پدرانشان نبوده است [ و بيسابقه هستند كه نميتوانند بپذيرند ، با اينكه براى گذشتگانشان هم اين پند و راهنمائى بوده است ]
69 و يا پيغمبر خود را نشناختهاند كه منكر او شده اند
70 يا ميگويند او را ديوانگى بر سر آمده است [ نه چنين است و اين انديشه ها بيهوده است ] بلكه او براىشان درستى و حقّ و حقيقت آورده است ولى بيشتر آنها حقّ را نميپسندند
71 و اگر حقّ پيرو خواسته هاى اين مردم ميبود البتّه آسمان و زمين و هر آنكه در اين ميان است تباه شده بود و با اينكه ما براى آنها پند و اندرز آورديم و موجب فخرشان را فراهم كرديم پس خود از آن رو گردانند
72 [ كه گويا ] تو از آنها مزدى ميخواهى ؟ با اينكه مزد خداوندت براى تو بهتر است و او خير الرّازقين است
73 و البتّه تو آنها را دعوت به راه راست ميكنى
74 و آن دسته شان كه ايمان به رستاخيز ندارند كجروند و از راه راست منحرفند
75 و اگر به آنها ببخشيم و آن گرفتارى كه براى آنها است بر كنار كنيم باز در سركشى و نافرمانى بستيزه و لجاج سرگردانند [ و خود نميدانند چه ميخواهند و چه ميكنند ] .
جهت نزول : طبرى : از ابن عبّاس نقل شده است كه چون ابن اثال - حنفى را اسير كردند و حضور پيغمبر آوردند او را رها كرد ، او بمكّه رفت و كاروان خوار و بار كه از يمامه بمكّه وارد ميشد جلو گرفت و مردم مكّه بگرسنگى گرفتار شدند تا اينكه قريش ناچار شدند خون و كرك بهم آميخته بنام « علهز » خوردند ، أبو سفيان حضور پيغمبر رفت و گفت : نه تو ميپندارى كه براى رحمت و مهربانى بمردم پيغمبر شده اى حضرت فرمود چنين است ، گفت : تو پدرها را بشمشير كشتى و فرزندها را بگرسنگى ، آيت 76 « وَلَقَدْ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ » براى توصيف آن اعراب نازل شد .
ترجمه :
76 و با اينكه كافران را گرفتار عذاب كرديم بآفريدگار خود فروتن نشدند و [ بپيشگاه حقّ ] زارى نكردند
77 تا اينكه درى از عذاب سخت بر آنها گشوديم كه ماندند نااميد و اندوهگين
78 و [ روى سخن ما با شما كافران است كه نينديشيديد كه ] خدا است براى شما ايجاد شنوائى و دل بيدارى و بينائى كرده است و شما
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٧٠