تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
از چيزى گرداندن و بغرور بدان نگريستن ، « حرف » كناره و تيزى هر چيزى ، و « على حرف » كنايه است از بىثباتى در كار . « عشير » قبيله ، خويشاوند ، دوست ، همسر زن و مرد . « يصهر » از مصدر صهر بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى ذوب كردن و در آفتاب داغ كردن . ترجمه : بنام خداى بخشنده ى مهربان 1 اى مردم ! بپرهيزيد از نافرمانى حقّ كه زمين لرزه ى رستاخيز پيش آمدى است بسيار بزرگ ، چه روزى است كه هر زنى از شيرخوار خود باز مانده و بىخبر است و هر باردارى سقط جنين كند و مردم به صورت مستان به چشم آيند با اينكه مست نيستند بلكه عذاب خداوند سخت است 3 از مردم كسانى هستند كه ندانسته در كار خداوندى و قدرت جهانى جدال ميكنند و پيرو شيطان و نافرمان و سركش ميشوند 4 كه بسرنوشت او معيّن است كه دوستان و پيروان خود را گمراه كند و رهبرى كند او را به آتش سوزان ، [ ولى متوجّه باشيد ] 5 اى مردم كه اگر از رستاخيز و زندگى دوباره دو دل هستيد بينديشيد كه [ چگونه ] ما شما را آفريديم اوّل از خاك و سپس از نطفه و از پس آن خون بسته و بعد از آن [ به صورت ] پاره اى گوشت جويده ى تمام چهره و يا تمام ناشده تا [ قدرت خود و اندازه ى توانائى شما را ] برايتان نمودار كنيم و آنچه را بسرنوشت معيّن كرده - ايم در بچه دانها جاى ميدهيم تا هنگامى نامبرده و مقدّر ، و ز آن پس بيرونتان ميآوريم نوزادى و بدنبال آن بايستى به اندازه ى رشد خود برسيد و پاره اى از شما دچار مرگ ميشويد و چندى از شما ميرسد به ناتوانتر پايه ى زندگى و خرفتى تا آنجا كه تمام دانسته ها را از دست مىدهد و چيزى نداند و نفهمد [ و تو اى محمّد بينديش ] كه مىبينى زمين را ويرانه و بىگياه و چون آب باران بر آن فرود آمدم بجنبد و فزون شود و از هر دسته و جفتى گياهى نيكو و خوشنما بروياند 6 كه اين خود نشانه است كه خداوند حقّ است و زنده مىكند مردگان را و بر هر چيز توانا است 6 و رستاخيز حتمى خواهد بود و به آن شكّ و گمان راه ندارد و خداوند همه ى بگور شدگان را برانگيزد ، 8 ولى بعضى از اين آدمها ، بىعلم و هدايت و نوشته اى روشن ، در كار خدائى