تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
چگونه رفتار كند ] و هر يكشان را علم و حكمت داديم و با داود كوه و مرغ را زير فرمان آورديم كه ستايش كنند و ما بوديم كه اينها را انجام داديم 80 و نيز به او آموختيم ساختن لباس [ جنگ و زره ] براى شما تا از گزند يكدگر نگاه تان دارد ، پس آيا شكر - گذار اين نعمتها هستيد ؟ 81 و باز براى سليمان بفرمان آورديم باد سخت را كه بامر او ميوزيد و ميرفت به آن سرزمين كه فرخنده اش كرديم و در آن بركت داديم چه بهر چيز دانا بوديم [ و توانا ] 82 و دسته اى از ديوان بفرمان او كرديم كه برايش به آب فرو ميرفتند [ و نفائس دريا بدر ميكردند ] و جز اين كار ديگر ميكردند و ما نگهبان شان بوديم 83 و [ همچنين در يادآور كه ] ايّوب بروزگارى خداى خود را آواز كرد : اى خداى من به من گزند و آسيب رسيد و تو از همه مهربانترى 84 ما هم خواسته - اش پذيرفتيم و گرفتارى از او برداشتيم و كسان او را به همان اندازه فزون به او داديم [ تا كس و كارش دو برابر شدند ] و اين رحمتى از ما بود و يادى و خاطره اى براى مردم خداپرست و عابد 85 [ و باز در نظر آر كه ] اسماعيل و ادريس و ذا الكفل همگى مردمى شكيبا بودند 86 و برحمت خود درونشان كرديم كه از دسته ى صالحين و درستكاران بودند 87 و [ ياد كن و متوجّه باش به ] ذو النّون و همدم ماهى كه خشمگين رفت و گمان كرد تقديرى بر او نكرديم و سرنوشتى ندارد پس در تاريكى گرفتار شد و آواز كرد : جز تو خدائى نيست كه تو پاكى و من از ستمكاران 88 ما هم سخنش پذيرفتيم و او را از اندوه رهانديم و به اين گونه هر مؤمنى را نجات مى - دهيم و از غصّه آسوده ميكنيم 89 و نيز زكريّا از پيغمبران بود آنگاه كه خداى خويش را چنين خواند : اى خداى من مرا تنها [ و بىفرزند ] مگذار كه تو بهترين وارثانى 90 ما هم اجابت كرديم و [ فرزندى بنام ] يحيى به او بخشيديم و همسرش را برايش شايسته و درست كرديم [ كه زاينده شد ] چه آنها در نيكوكارى شتاب داشتند و با بيم و اميد ما را ميخواندند و فروتن و فرمانپذير ما بودند 91 و [ نيز آن زن را بخاطر آور ] كه دامن خويش از ناشايست نگاهداشت پس ما از روح خود در آن دميديم [ تا فرزندى شد ] و خودش را با پسرش [ نشانه ى قدرت خود و ] آيتى براى جهانيان