و فتح ميم قرائت شده است و نيز « تخيّل » .
« فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِه خِيفَةً » 67 كشف : يعنى موسى در دل خود احساس ترس كرد ، يا بموجب فطرت بشرى ، يا از اينكه مردم جادوى آنها را حقّ و درست بپندارند ، يا براى اينكه الهام بافكندن عصا دير از انتظار موسى شد .
« تلقف » 69 مجمع : با جزم و رفع و هم با تشديد قاف قرائت شده است ، و « كيد ساحر » « سحر » بدون الف نيز قرائت مردم كوفه است .
« قالَ آمَنْتُمْ لَه » 71 ابو الفتوح : مردم كوفه با دو همزه « أآمنتم » و ديگر قرّاء با يك همزه خواندهاند .
[ « قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ » 72 ايشان گفتند ما تو را بر نگزينيم بر آنچه بما آمد از بيّنات و معجزات و براهين و نه بر خداى كه ما را آفريد ، بنابر اينكه « واو » « وَالَّذِي فَطَرَنا » واو عطف باشد و اگر « واو » را واو قسم بگيريم چنان كه پاره اى از مفسّرين گرفتهاند معنى چنين مىشود : بحقّ آنخدائيكه ما راى آفريد « فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ » 72 .
« وَاللَّه خَيْرٌ وَأَبْقى » 73 ابو الفتوح : و خداى جلّ جلاله بهتر است و باقى تر و ما اختيار بهتر كرديم بر بتر و باقى بر فانى .
« فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ » 77 يعنى بديشان رسيد از دريا آنچه رسيد و اين ابهام براى استعظام و استهوال بزرگى خطر و هولناكى است يعنى آنچه بايشان رسيد بحدّى بود كه آن را وصف نتوان كرد و باز نتوان گفت و مراد غرق شدن ايشان بود در دريا ] .
« لا تَخافُ دَرَكاً » 77 مجمع : « لا تخف » بسقوط الف نيز خوانده شده است كه فعل نهى باشد يعنى بزن و مترس .
سخن ما : 1 - سرگذشت موسى و ديدن آتش و شنيدن آواز و مار شدن عصا هزاران سال است كه انسان از اين دسته مطالب گفتگو كرده است يا منكر شده است و يا پذيرفته است ، ولى معمّاى آن را حلّ نكرده است . طنطاوى ميگويد اين جمله ها تعبيراتى است مجازى و كنائى و ممكن است معنى حقيقى آن منظور
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 111
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١١١