در مواظبت كوتاهى كرده است و در نتيجه فراموش نموده است و گر نه در آنچه بىتقصير فراموش شود خواهش آمرزش متصوّر نيست .
ابو الفتوح نوشته است : ابن زيد گفت : يعنى اگر فراموش كنيم چيزى از واجبات و فرائض تو يا ارتكاب كنيم چيزى از محرّمات . عبد اللَّه بن عمر شنيد از مردى كه مىگفت : بار خدايا خطاهاى من بيامرز . او گفت : اى مرد از خداى خواه تا عمدت بيامرزد كه خطايا خود مغفور است .
* ( وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً ) * - 286 ابو الفتوح نوشته است : بعضى از مفسّران گفتند : بار خدايا بر ما منه عهدى و ميثاقى يعنى تكليفى كه ما به آن قيام بدشخوارى توانيم كردن پس ما را به آن مؤاخذه باشد .
و بعضى ديگر گفتند : مراد باصر ثقل است يعنى بار خدايا بار گران در تكليف بر ما منه چنان كه بر آنان نهادى كه پيش از ما بودند و آن اين بود كه در اخبار ميآيد كه خداى تعالى در شبانروزى پنجاه نماز بر امّت موسى نهاد و ايشان را بزكوة ربع مال فرمود دادن و چون جامه را پليدى رسيدى ببايستى بريدن و نمازشان جز در مسجد روا نبودى و چون آب نيافتندى تيمم روا نبودى ايشان را و چون گناه بكردندى علامت آن گناه بر روى ايشان پديد آمدى و چون در سراى بمعصيتى مشغول شدندى بر در آن سراى بخطى روشن پيدا شدى كه فلان در اين سراى فلان كار مىكند و اين قول عطا و مالك بن انس و ابن الانبارى است و دليلش اين آيه : « وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ » « 1 » و ابن زيد گفت : يعنى ما را بگناهى ابتلا نكن كه آن را توبه و كفّاره نبود .
* ( وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِه ) * - 286 ابو الفتوح نوشته است : در معنى آيه خلاف كردهاند : بعضى مفسّرين گفتند
هامش
( 1 ) يعنى بارهاى سنگين و زنجيرهاشان را از آنها دور مىكنيم .