نمىپذيريم ؟ عرض كردند : ما بر خلاف آنها هستيم و ميگوئيم : شنيديم و پذيرفتيم .
در دنبالهى اين گفتگو اين آيه از زبان پيغمبر و مسلمانان نازل شد كه ايمانشان اينطور است و اينطور مىگويند فخر : در ارتباط اين آيه بسابق چند جهت است : 1 - چون در آيت پيش اشعار شده است كه آشكار و مخفى شما معلوم است در اين آيه اظهار شده است كه ايمان شما معلوم است و پسنديده . 2 - در اوّل سوره متّقين توصيف شد و تحسين و در آخر سوره بوسيلهى اين آيه مؤمنين معرّفى شده است و در دنبالهى آن خواستههاى ايشان نمودار شده است . 3 - پس از آنكه در اين سوره احكام و دستورات گفته شد روشن كرد كه اين گفتهها از جانب خدا است نه مطالب شيطانى و خود پيغمبر هم به آنها ايمان دارد .
* ( سَمِعْنا وَأَطَعْنا ) * - 285 فخر : بگفتهى عبد القاهر نحوى در اين دو جمله سقوط مفعول بهتر است چون اگر گفته مىشود « سمعنا امره و اطعنا امره » چنين فهميده ميشد كه ديگرى هم امر كرده است ولى ما امر او را نمىپذيريم و امر خداى خودمان را ميپذيريم لكن با اين جمله فهميده مىشود كه فقطَّ يك وظيفه است و ما به آن رفتار مىكنيم . و از جملهى « سمعنا » منظور شنيدن ظاهر نيست چون در اين ستايش نيست و مقصود فكر است و خردمندانه سنجيدن و پذيرفتن و سمع بمعنى فهم و قبول در قرآن زياد است مثل « إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَه قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ » يعنى آنكه دل و فهم دارد و يا شنوائى و فهم خود را بميان آورد از اين گفتهها استفاده مىكند . و عكس آن است اين جمله « كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها ، كَأَنَّ فِي أُذُنَيْه وَقْراً » : يعنى : گويا نيروى فهم و شنوائى ندارد چون در گوشش سنگينى و شكاف پيدا شده است كه نمىشنود ، و نمىپذيرد .
* ( لا نُفَرِّقُ ) * - 285 طبرى : جماعتى از پيشينيان با ياء خواندهاند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 614
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦١٤