كسى كه بنادانى و جهل ربا گرفت معاف است ولى اين عمل نشانهى طمع و بىانصافى است و عاقبت كارش با خدا است كه اگر خود را اصلاح كرد صالح خواهد بود و گر نه مورد انتقام است .
4 - بطوريكه از روح القوانين نقل شد و در تفسير محمّد عبده نيز تصريح شده است :
پيشوايان دين و پيغمبرها از ربا منع كردهاند و در اجتماع زندگى بشر از قديم اين عمل مرسوم و تا اندازهاى مورد لزوم براى معاملات مردم بوده است و در رم قديم براى مرابحه قانون و اندازه معيّن مىكردهاند روح القوانين در بحث از قوانين و ارتباط آنها با مصرف پول اين طور نوشته است : پس اين فاصلهى شديد ميان دين و زندگى براى چى است بخصوص در دين اسلام كه در ضمن مصلحتهاى معنوى احتياجات مادّى انسان بيشتر از اديان ديگر منظور شده است و با منع شديد . باز فقها آن را به صورت بيع شرط تجويز كرده اند كه در حقيقت بايد آن را كلاه شرعى يا خود گولزدن بناميم . و نيز نوشتهى محمّد عبده است : با حيلهى شرعى ربا مىخورند مثل مسألهى مشهور به سبحه كه كسى صد ريال قرض مىدهد در برابر صد ريال يك ساله و يك تسبيح مىدهد بده ريال يك ساله و خريدار تسبيح را به صاحب پول مىبخشد در آخر سال صد ريال بابت قرض خود و ده ريال بابت بهاى تسبيح كه به صاحبش بخشيده است مىپردازد . ما در نتيجهى اين نظريات مختلف كه نقل كرديم مىتوانيم اينطور بگوئيم : منتسكيوكه مىگويد پول را مىتوان مثل ديگر چيزها به اجاره داد صحيح نيست زيرا اجناس مورد اجاره ثابت است و استفاده از آن در جريان و گذشت زمان تجديد مىشود ولى از پول با صرف و به كار بردن آن مىتوان استفاده كرد پس اصل آن از دست ميرود و بهرهى آن مربوط به كار و كوشش شخص است نه مثل آب و زمين و اثاثيه و مزدور كه خود منفعت مخصوص دارد بلى ماليّت و ارزش پول به صورت اموال ديگرى است كه بوسيلهى آن خريده شده است و باقى است ، پس چون از دست صاحبش خارج مىشود تلف شده است و مانند اجناس ديگر قابل اجاره نيست چون منفعت مخصوص ندارد . و چون ماليّت و ارزش آن به صورت ديگر باقى است مثل ساير اجناس مصرف
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 590
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٩٠