است و همانطوريكه ميتوان ساير ما يحتاج را كرايه نمود ، در صورت نيازمندى به اين شاخص بايد بتوانند آن را هم كرايه نمايند تفاوتى كه پول با ساير چيزها دارد اين استكه ميتوان چيزهاى ديگر را اجاره كرد و هم خريدارى نمود و حال آنكه پول را فقطَّ ميتوان اجاره كرد و قابل خريدارى نيست مگر اينكه به صورت طلا و نقرهى بازرگانى يعنى مال التجاره درآيد . اگر انسان پول خود را بدون نفع به ديگرى قرض بدهد كار خوبى كرده ولى اين عمل كه در اديان بدان توصيه شده يك كار اخلاقى است نه يك قانون و رسم كشورى و اجتماعى . براى رواج تجارت بايد پول نفع داشته باشد مشروط بر آنكه نفع آن از حدود معيّن تجاوز نكند زيرا اگر نفع پول زياد شد آنوقت تاجر براى تجارت پولى قرض نمىكند زيرا فايدهى تجارت او باندازهاى نيست كه بتواند هم نفع پول را بپردازد و هم خود انتفاع ببرد . و چنانچه پول هيچ نفع نداشته باشد باز هم موجب ركود تجارت است زيرا هيچكس آن را قرض نميدهد و دست تجارى كه نيازمند پول هستند بسته ميماند . ولى از آنجائى كه بايد همواره كار جامعه راه بيفتد وقتى پول ربح رسمى و تجارتى نداشت اصول ربا خوارى رايج ميگردد و اين اصول داراى معايبى است كه در تمام ادوار ديده شده است . در قانون محمّد نظر به اين كه ربح رسمى پول با ربا خوارى يك سان فرض شده و ممنوع گرديده به اين جهت اصول ربا خوارى رايج گرديده و چون از لحاظ ممنوعيّت خطرناك مىباشد ربا خواران هم زيادتر ربا مىگيرند كه در قبال خطر احتمالى خود را بيمه نموده باشند .
طنطاوى : در سال 1914 جنگ آغاز شد و در سال 1918 جنگ تمام و صلح بر قرار شد و پيوسته مردم در اضطراب و هرج و مرج افتادند و آنچه در كتاب خدا وعده داده شده است نمودار شد و دولت روسيه و آن قدرت و ثروت نابود شد . اين است كه مىگوئيم وعدهى خدا حقّ است و حربى كه در قرآن گفته است : در نتيجه مال و ثروت پيدا مىشود محقّق شد و همين است معنى آيه « فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّه وَرَسُولِه » . در حكمت حرمت ربا گفتهاند :
اگر سرمايهدار توانست بوسيلهى ربا خوارى استفاده كند و سود بدست بياورد دست از
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحه 588
پدیدآورندگان: علي اكبر غفاري
ص۵۸۸