تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
مهلت ميداد اين آيه آن مردم را توصيف مىكند « 1 » . كشف نوشته است : يعنى رباخواران را فردا در قيامت اين نشان باشد كه چون ديوانگان آيند و از خلق پنهان نباشند ، كه به اين نشان هر كس بداند ايشان رباخواران بودند . فخر : ميان صدقه و ربا تناسب تضادّ است چون صدقه يعنى كم كردن از مال بوسيله‌ى دادن به فقرا بامر خداوند و ربا زياد كردن مال است بواسطه‌ى گرفتن از ديگران با نهى خداوند از اين جهت گفته شده است : « يَمْحَقُ اللَّه الرِّبا وَيُرْبِي الصَّدَقاتِ » و مقصود از « يأكلون » يعنى مىخورند ، كليّه‌ى تصرّفات است ( چنان كه ما هم مىگوئيم مال مردم را خورد يعنى تصرّف كرد ) و اين كلمه‌ى ربا را حمزه و كسائى با ما له خوانده‌اند بواسطه‌ى كسره‌ى را ( مقصود اين است كه چون « را » با صداى زير تلفّظ مىشود الف را جورى تلفّظ مىكنند كه متمايل بصداى بالا يعنى ميان صداى بالا و الف باشد . ) و بقيّه‌ى قرّاء با فتح باء و تفخيم الف : ( يعنى روشن و تمام ) تلفّظ كرده‌اند . و در قرآنها آن را با واو مىنويسند « 2 » و جايز است با واو و ياء و الف نوشته شود . و صاحب كشّاف گفته است : ربا با واو نوشته شده است بمناسبت تلفّظ با تفخيم چنان كه صلات و زكات را با واو نوشته‌اند . و ربا دو جور است : 1 - رباى نسيه . 2 - رباى فزونى در معامله‌ى بنقد . اوّلى مرسوم عرب قبل از اسلام بوده است كه سرمايه‌اى مىدادند و ماه به ماه مبلغى مىگرفتند و در آخر مدّت اگر مديون نمىتوانست بپردازد باز چيزى ميافزودند و مهلت مىدادند . دسته‌ى دوّم آن است كه جنس را مىدادند و بهنگام معامله مقدارى زياد مىگرفتند . از ابن عبّاس روايت شده است كه فقطَّ اوّل را حرام دانسته و رباى نقد را جايز مىدانست . روزى ابو سعيد خدرى به او گفت من مواقعى حاضر بوده‌ام كه تو نبوده‌اى و از پيغمبر چيزهائى شنيده‌ام كه تو نشنيده‌اى . نقل كردند كه پس از آن ابن عبّاس از اين رأى خود برگشت . و محمّد بن سيرين گفت در
هامش
( 1 ) چنان كه هنوز هم مرسوم است . ( 2 ) مقصود اين است كه با اظهار الف در تلفّظ مناسب است با واو نوشته شود .