معنى لغات : « الرِّبا » با صداى زير راء فائده ، فزونى ، سودى كه طلبكار ميكرد .
« يتخبط » از مصدر خبط با فتح خا و سكون با ، ضربت ، به سختى پايمال كردن ، راه نبرده براهى در شب رفتن ، بدون اطَّلاع از چيزى در آن دست به كار شدن . « مس » پسودن و دست ماليدن . « يَمْحَقُ » از مصدر محق بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى بيهوده و نابود و كم كردن .
« يُرْبِي » از مصدر اربا بمعنى گرفتن بيش از دادن . « أَثِيمٍ » از اثم بمعنى گناه .
ترجمه :
275 آنان كه ربا مىخورند [ از آن بهره نبرند ] و بر پاى خود نپايند مگر بمانند جنّ زده [ كه چند تواند بپاى ايستد ؟ ربا خواران ز سود پول خود آنچنان توانند بهرهمند و پايدار شوند و يا چنين معنى شود : از گور نتوانند برآيند مگر بمانند جنّ زده كه دمادم افتد و خيزد ايشان هم به پيشگاه حقّ نتوانند بپاى ايستند ] اين آزار و زيان از آن رواست كه ربا خواران گفتند : ربا گرفتن يك گونه خريدن است و ز هم جدا نيست ولى البتّه خداوند خريد و فروش حلال كرده است و ربا حرام نموده . پس آنكه پند و دستور پروردگارش به او رسيد و از ربا خوددارى كرد آنچه زين پيش گرفته مال اوست و سر و كارش با خدا است و آنها كه زين پس رباخوارى از سر گرفتند ياران آتشند و در آن جاودان بمانند .
276 چون خدا ربا را نابود مىكند و صدقه را فزون مىكند و او هيچ ناسپاس گناهكار را دوست ندارد .
277 البتّه آن كسان كه مؤمن شدند و نكوكارى كردند و نماز به پا داشتند و زكات دادند مزدشان نزد پروردگارشان باشد كه نه ترس دارند و نه اندوهناك شوند .
سخن مفسّرين :
* ( الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا ) * - 285 طبرى مجاهد گفت : ربائى كه در قرآن جلوگيرى شده است چنين بوده است :
پيش از اسلام كسى مقروض مىشد به طلبكار خود مىگفت من را مهلت بده فلان مبلغ يا فلان مقدار به تو مىدهم او هم قبول ميكرد . قتاده گفت شخصى چيزى ميخريد بمدّت معيّن در موقع صاحب جنس نمىتوانست آن را فراهم كند خريدار بر مقدار جنس ميافزود و
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 579
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٧٩