طيب قلب و بشاشت روى و اظهار تجمّل .
فخر : مقصود آن است كه بندگان خدا هيبتى دارند كه هر كس بيندشان فروتن بايشان شود چنان كه حيوانات ، از شير و پرندگان ، از باز شكارى .
* ( لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً ) * - 273 در قيد « إِلْحافاً » اشكالى است كه با جملهى جلو منافى است ، چون شخص با عفّت هيچ سؤال نمىكند و اين كلمه مىفهماند كه در سؤال سماجت و اصرار نمىكنند . امام فخر رازى و ديگران چند جهت براى اين كلمه گفتهاند خلاصهى گفتار امام اين است الحافا قيد سؤال نيست بلكه قيد براى فاعل يسئلون است و نتيجه چنين است : در خوددارى از سؤال به حالت الحاف و فشار بر خود هستند كه با همهى دست تنگى و احتياج بر خود فشار ميدهند و دست پيش كسى دراز نمىكنند .
ابو الفتوح نوشته است : ابو سعيد خدرى گفت : مرا سالى نكبتى رسيد پيش رسول خداى رفتم بر آنكه او را سؤالى كنم و از او چيزى بخواهم . اوّل حديث كه كرد رسول عليه السّلام چون مرا ديد اين بود كه گفت : هر كه عفّت كند خداى او را عفيف گرداند و رسول عليه السلام گفت : سؤال ، بنده را به جائى آرد كه چون با پيش خداى شود به روى او هيچ گوشت نبود . و از آن حضرت پرسيدند بچه قدر مال سؤال روا نيست ؟ فرمود :
پنجاه درم سرمايه .
* ( فَإِنَّ اللَّه بِه عَلِيمٌ ) * - 273 كشف نوشته است : اينجا چنين گفت و در آخر آيت اوّل « يُوَفَّ إِلَيْكُمْ » ارباب حقايق ميان اين دو آيت لطيفهاى نيكو ديدهاند . گفتند : بندهاى كه در راه خدا هزينه كند آن انفاق ويرا دو وجه است : يكى آنكه نظر به مقصود خود دارد و در تحصيل ثواب خود كوشد از دوزخ ترسد و طمع ببهشت ميدارد . انفاق وى و ثواب وى آن است كه اللَّه گفت « يُوَفَّ إِلَيْكُمْ » وجه ديگر آن است كه در آن انفاق نظر بدرويش دارد و آسايش وى جويد
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 575
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٧٥