* ( مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ ) * - 249 اين كلمه با فتحها و سكون آن هر دو قرائت شده است . و كلماتيكه با سه حرف است و وسط آن حرف حلق است همينطور با فتح و سكون وسط تلفّظ كرده مثل بحر ، سحر ، شعر .
* ( مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً ) * - 249 كشف : ابن كثير و نافع و ابو عمر و با صداى بالاى غين تلفّظ كردهاند و ديگران با صداى جلو خواندهاند . با قرائت بضمّ غين اسم است براى مقدار ظرفيّت مايع باندازهى يك مشت . با تلفّظ بفتح مصدر است بمعنى يك مشت آب برداشتن .
الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ - 249 مجمع : 1 - ظنّ بمعنى علم است يعنى يقين داشتند كه برستاخيز با حقّ برابر ميشوند . 2 - يعنى در دل مىانديشيدند و انديشهى دل گاه با يقين است و گاه با گمان .
فخر : قتاده گفته است : اين آيه مردم مؤمن را معرّفى كرده است كه گمان دارند خدا را ملاقات مىكنند و نگفته است : يقين دارند براى اينكه مقصود از ملاقات خدا مرگ است و چون تسليم بمرگ هستند و يقين ندارند بچه صورتى مىميرند در جنگ يا غير آن از اين جهت به اين گونه توصيف شدهاند .
* ( وَلَوْ لا دَفْعُ اللَّه ) * - 251 مجمع : قرائت مشهور « دفع » است بدون الف ولى نافع « دفاع » با الف قرائت كرده است و حسن بصرى گفته است يعنى « ما نزع اللَّه بالسّلطان اكثر ممّا نزع بالقرآن » « 1 » فخر : چون انسان موجودى است اجتماعى و اجتماع دور يكديگر موجب
هامش
( 1 ) يعنى جلوگيرى خداوند از ستمكاران بوسيلهى پادشاهان بيشتر است از پند و اندرز بوسيلهى قرآن .