[ و فرمانبردار من ] نباشد و آنكه ننوشد مگر باندازهى يك مشت خود از سپاه من باشد پس همه از آن نوشيدند مگر چند تنى اندك . و چون او و پيروانش از آب گذشتند آن گروه نافرمان و بددل گفتند : ما را توان برابرى جالوت و لشكرش نباشد و آنها كه در گمان از ديدار پروردگار خود بودند گفتند : چه بسا دستهاى اندك كه بفرمان و سرنوشت خداوند چيره بر گروه بسيار شود چه خدا با مردم شكيبا است .
250 و چون در برابر جالوت و لشكرش ايستادند گفتند : خدايا بما شكيبائى ببخش و پاىمان استوار بدار و بر گروه كافران ما را يارى بده .
251 پس آنان را بفرمان و سرنوشت حقّ شكستند و داود جالوت را بكشت و خدا به او پادشاهى و دانشمندى بخشيد و از آنچه خواست و مصلحت بود به او آموخت و اگر خداوند مردمى را بگروهى ديگر جلو نگيرد البته زمين و مردم روى آن نابود شوند ولى خدا بخشنده بر جهانيان است [ كه نگهبان ايشان است ] .
252 اينها [ كه براى تو گفتيم ] نشانههاى قدرت خداوندى است كه بدرستى و استوارى برايت ميخوانيم چون تو نيز يكى از پيامبرانى [ كه از عالم غيب اين حقايق به تو الهام مىشود ] .
سخن مفسّرين :
* ( يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ ) * - 248 فخر : متخصّصين اخبار گفتهاند : تابوت را خدا براى آدم فرستاد و صورت پيغمبرها در او نقاشى شده بود . پس از آدم اولادش آن را به ارث بردند تا بيعقوب رسيد و بعد از او بنى اسرائيل و در جنگ از آن استفاده كرده بودند و بواسطهى معصيت آنها بدست دشمنانشان افتاد .
روح البيان : تابوت صندوقى بوده است كه در آن تورات مينهادهاند و پس از حضرت موسى بواسطهى گناه و نافرمانى مردم از ميان آنها گم شد . ابن عبّاس گفت : چون موسى الواح را انداخت و شكست پاره لوحها را جمع كرد و در اين صندوق نهاد .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 494
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٩٤