باطن خود را آراسته است بطورى كه ظاهرش مانند عوام است در طاعت و عبادت و باطنش مانند خواصّ است در معرفت و شهود حقّ .
روح البيان : قشيرى گفته است قبض و بسط در برابر خوف و رجاء است كه شخص سالك و آمادهى براى تربيت باطن و تهذيب اخلاق ، در مراحل اولى : گاهى ترسناك و نااميد از موفقيّت است و گاهى اميدوار و دلگرم است بسعى و عمل خود و پس از آنكه مدتى به كار خود ادامه داد و بمراتب بالاتر رسيد و كسب كمالات كرد داراى قبض و بسط مىشود كه گاهى از حالات و عوارض خود دلگير است و گاهى بعلم و عمل و پيشرفت خود دلشاد و خندان است .
* ( وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * - 245 فخر : يعنى بازگشت شما به آن جا است كه حاكم و سياستمدارى نيست جز خداوند .
طبرى : قتاده گفته است : يعنى بسوى خاك برميگرديد .
سخن ما : 1 - مردم را دعوت مىكند بكارى كه مستوجب پاداش خوب باشد تا چندين برابر كه خود نمىتوانند آن را اندازه بگيرند نتيجه بدهد . و اين راه تشديد ايمان است و آرامش وجدان چنان كه در ابو دحداح نتيجهى آن نمودار شد . 2 - آنها را متوجّه مىكند نگران نباشند از عوارض روحى مثل غم و شادى كه مولود حالات مزاجى انسان است و نيز از سوء رفتار يكى ناراحت و از خوشرفتارى ديگرى فرحناك و خوشدل نباشند و نيز بحوادثى كه موجب سود و زيان و غم و شادى انسان مىشود چشم ندوزند كه آدمى به آنچه در اختيار دارد بايد توجّه كند و وظيفه خود را انجام دهد و آنچه را اختيار ندارد دل به خدا بسپارد ، كه قبض و بسط و گشايش و گرفتارى وابسته بعالم بالاتر و قدرت بىپايان خداوند است و آدمى را در آنها كه اختيارى نيست هر چه كوشش كند از خود سلب آسايش نموده و بس . 3 - جملهى آخر « إِلَيْه تُرْجَعُونَ » شايد اشاره باشد كه چون بازگشت شما بسوى خدا است پس به آن گونه زندگى را برگذار كنيد كه در بازگشت خود آسوده و سرفراز باشيد نه كه در زندگى برنج سرمايه و حوادث باشيد و در بازگشت شرمنده و گرفتار .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 487
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٨٧