* ( وَاللَّه واسِعٌ عَلِيمٌ ) * - 246 روح البيان : اين جمله تهديد مىكند مردم بىايمان را كه در آزمايش خود را معرّفى كردند و حقيقت خود را نشان دادند ، بگفتهى حافظ :
خوش بود گر محك تجربه آيد بميان
تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد .
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ - 247 فخر : اين جمله مىفهماند : اوّلين مرتبه كه بىثباتى خود را نشان دادند و پشت بفرمان كردند همين عمل آنها بود كه حكومت طالوت را نپذيرفتند .
* ( أَنَّى يَكُونُ ) * - 247 فخر : مفسّرين گفتهاند : جهت اين پرسش و اعتراض آن بوده است كه سبط معيّن از اسباط بنى اسرائيل حقّ و اختصاص بمقام نبوّت داشت كه سبط لاوى پسر يعقوب بود و موسى و هارون از همان سبط بودهاند و سبط يهودا اختصاص بمقام حكومت و سلطنت داشت كه داود و سليمان از آن سبط بودند و طالوت از سبط بنيامين بود كه داراى اين حقّ نبود و بعلاوه فقير بود . سدّى گفته است او باربر و مكارى بوده است و ديگرى نوشته است :
دبّاغ بوده است . ديگران گفتهاند : سقّاء بوده است .
* ( بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ) * - 247 فخر : بعضى گفتهاند مقصود درازى قدّ است كه يك سر و گردن از ديگران بلندتر بوده است و عدّهاى گفتهاند : يعنى از همهى بنى اسرائيل زيباتر بوده است و نيز گفته اند : مقصود زيادى قدرت و قوّت است و اين معنى مناسبتر است براى مبارزهى با دشمن نه درازى و زيبائى . و كلمهى « العلم » كه جلوتر گفته شده است اشاره است به اين كه فضائل نفسانى جلوتر است از امتيازات جسمانى .
* ( وَاللَّه واسِعٌ عَلِيمٌ ) * - 247