چون از صفت خويشتن اندر گذرم
از عرش همى بخويشتن در نگرم .
ابو الفتوح نوشته است : خداى تعالى روزى تنگ كند بر آنكه خواهد و فراخ كند بر آنكه خواهد : بعضى مفسّران گفتند مراد بقبض قبض روح است و ببسط مراد بسط عمر است . و گفتهاند مراد آن است كه : « اللَّه يقبض » خداى صدقه بستاند « و يبسط » و عوض بگستراند . و بعضى ديگر گفتند : مراد قبض دلها و بسط آن است براى آنكه دادن و ندادن بدل تعلَّق دارد آن را كه خداى خواهد توفيق دهد تا دلش گشاده و فراخ شود به دادن . و قبض كند دل آنكس را كه خواهد تا بخل و امساك كند . و مراد از آيه آن بود كه زمام دلها بدست مشيّت خداى است چنان كه خواهد گرداند .
طبرى : اين جمله نظير خبرى است كه از انس روايت شده است : در زمان پيغمبر ارزاق گران شد مردم عرض كردند نرخ براى ارزاق معيّن كن كه كار سخت نشود . فرمود : قبض و بسط و روزى دادن بدست خدا است و من انتظار دارم كه پس از مرگم كسى از من شكايت مالى و جانى نداشته باشد و بمال و جان كسى ستمكار نباشم .
حسينى نوشته : است رباعى :
گاهى كه به خود در نگرم پست شوم
گاهى كه به دو نظر كنم مست شوم
در حيرتم از حالت خود با دلدار
حيران شدهام فتاده وز دست شوم
منازل السائرين كمال الدّين كاشانى « 1 » : قبض آن واردات قلبى است كه موجب گرفتگى و دلتنگى سالك مىشود آنگاه كه نور تجلَّى از دل او پوشيده مىشود و خوشى و وجد او زائل مىشود و بسط آن جلوه و نمودارى حالت باطنى سالك است كه بتدريج در مراتب علم و معارف الهى او را ترقّى ميدهد و بالا ميبرد تا جائى كه با نهايت احاطه و اطَّلاع بحقايق علم خود را در عبادت و عمل به كار ميبرد و به ظاهر مانند عوام است كه از ديگر مردم تميزى ندارد و ليكن در باطن و حقيقت از خواصّ بندگان است و باوصاف و احوال آنها
هامش
( 1 ) از ص 234 - 232 چاپ سال 1315 قمرى با ترجمه و تلخيص .