تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
خوددارى كنيد ؟ آنها گفتند : چگونه شود كه ما به راه خدا نه جنگيم با اينكه ما را از آبادى و خويشانمان آواره كردند ؟ ولى چون دستور جنگ براىشان رسيد بجز چند تن همه از جنگ رو گردان شدند و خدا داناى بستمگاران بود . 247 پيغامبرشان به آنان گفت : خداوند طالوت را پادشاه شما كرد . گفتند : او را چه رسد پادشاهى بر ما كه ما از او سزاوارتريم و او دست تنگ است و نادار . پيغمبرشان گفت : خدا او را بر شما گزيد و فزونى دانش و تن به او داد چه او آن را كه خواهد [ و بسرنوشت كرده ] ز ملك و پادشاهى خود به او دهد كه خدا گشاده توان است و داناى بهر چيز . سخن مفسّرين : * ( ألَمْ تَرَ ) * - 246 فخر : چون در آيات پيش دستور جهاد و انفاق بمردم داده شده است قصّه‌ى بنى اسرائيل و خوى بد آنها را يادآور شده است و آنها را ستمكار ناميده است تا مردم عبرت گيرند و مخالفت نه كنند . فَهَلْ عَسَيْتُمْ - 246 فخر : يعنى آيا شما نزديك هستيد به اين كه جنگ نكنيد و مقصود اين است كه انتظار نمىرود شما تخلف كنيد و بجنگ نرويد . مجمع : نافع ( عسيتم ) با كسر سين خوانده است و ديگران با فتح آن . * ( تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا ) * - 246 فخر : مقصود آن عدّه است كه در آيات بعد گفته شده است : « فَشَرِبُوا مِنْه إِلَّا قَلِيلًا » يعنى آنهائيكه از جنگ فرار كردند همانهائى هستند كه از آب آن رودخانه نوشيدند و آنهائى كه مقاومت كردند همانهائى بودند كه از آب ننوشيدند و عدّه‌ى اين مؤمنين سيصد و سيزده نفر بوده است مطابق عدّه‌ى فداكاران جنگ بدر كه با پيغمبر بودند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 489 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )