نه ريا و خود نمائى .
* ( فَيُضاعِفَه ) * - 245 فخر : 1 - ابو عمرو و نافع و كسائى « يضاعفه » با الف و صداى جلو عين قرائت كردهاند . 2 - عاصم با زبر عين قرائت كرده است . 3 - ابن كثير « يضعّفه » بدون الف با تشديد و صداى جلو عين قرائت كرده است . 4 - ابن عامر مثل ابن كثير قرائت كرده است و فقطَّ عين را با صداى بالا قرائت نموده است و اين اختلاف قرائتها تأثير در نتيجه و فهم ندارد .
* ( أَضْعافاً كَثِيرَةً ) * - 245 روح البيان : اين كلمه موجب جلوگيرى از افكار مردم است كه اندازهى حساب و مزد كار خود را بخواهند معيّن كنند و مىفهماند : پاداش قرض را خدا ميداند و بس .
نيشابورى از سدى نقل است : اين كلمه مبهم گفته شده است براى تشديد رغبت مردم تا متوجّه و اميدوار باشند كه پاداش عمل ، بىحساب است . سعدى :
نكوكارى از مردم نيك راى
يكى را بده مينويسد خداى
كرم كن كه فردا كه ديوان نهند
منازل به مقدار احسان دهند
* ( وَاللَّه يَقْبِضُ وَيَبْصُطُ ) * - 245 كشف نوشته است : قبض و بسط در يد خدا است كار او دارد و حكم او راست يكى را دل از شناخت خود در بند دارد ، يكى را در انس با خود برو گشايد ، يكى را در مضيق خوف حيران ، يكى در ميدان رجا شادمان ، يكى از قهر قبض وى هراسان ، يكى بر بسط وى نازان . يكى بفعل خود نگرد در زندان قبض بماند . يكى بفعل حقّ نگرد بر بساط طرب آرام گيرد . همان است كه پير طريقت گفت : الهى گهى به خود نگرم گويم :
از من زارتر كيست ؟ گهى به تو نگرم گويم از من بزرگوارتر كيست ؟
گاهى كه بطينت خود افتد نظرم
گويم كه من از هر چه بعالم بترم