تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
آن بچه از او پرسيد : اى شيخ در اين سفر چه ميخورى و چه مىپوشى ؟ گفت : نان جو مىخورم و پشمينه ميپوشم تا پيرو شهوت نشوم او گفت هر چه خواهى بخور و آنچه توانى بپوش امّا آن را ، ز حلال بدست آور . حسن گفت : اگر كودك نبودى از تو كسب كمال ميكردم ، او خنديد و گفت : بسوى دنيا ، رهنمايت ميشوم ميپذيرى ولى راه آخرت را ننگ دارى كه از من بپذيرى ؟ برگرد كه حجّ تو قبول نيست . سعدى گويد :
مرد بايد كه گيرد اندر گوش ور نوشته است پند بر ديوار .
* ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * 230 عبده : اين جمله براى فهماندن اهميّت مقام زن است و زشتى تكرار طلاق و آشتى زيرا كسى كه چيزى را بخرد ، ببازى با آن رفتار نمىكند كه گاهى از آن اعراض كند و در راه بيندازد باز برود بردارد و نيز اگر كنيز و زر خريد داشت و ناپسندش شد ميفروشد و هر متاعى كه دارد اگر آن را نپسنديد ميفروشد و شما زن و رابطه‌ى ازدواج را از ديگر معاملات هم پستتر شمرده‌ايد كه با كوچكترين نگرانى و يا سير شدن از او طلاقش ميدهيد باز برميگرديد و آشتى ميكنيد . و كمال بلاغت در اين جمله است كه با اين بيان مردم را تهديد نموده است و مانع از چنين رفتارى شده است . * ( بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * 230 عبده : اين جمله بليغتر و رساتر به مقصود است از جمله‌هاى سابق چون ممكن است كسى براى انجام تكليف با تظاهر ، كارى بكند كه در دل خلاف آن را بخواهد و باز در موقع مقتضى مقصود خود را انجام دهد و باصطلاح حيله‌ى شرعى بكند . از اين جهت يادآورى شده است كه دوستى ، كار مربوط بصفاى نيت است چون خداوند همه چيز را ميداند و از باطن و نيّت شما آگاه است اين است كه هر كه نيتش خوب باشد كارش خوب مىشود و اين توفيق است براى انسان كه از كار بدش پند بگيرد و راه دورى از آن را تشخيص دهد و بينائى و بصيرتش در كارش بيشتر شود .