مدارج عالى و بالاترين قله كمال كه در انتظار او بوده ، گام بر نهد « 1 » . و اين خود دليلى است قطعى و برهانى است لمّى ( از علت به معلول راه يافتن ) كه خلاف و ترديدى در آن راه ندارد .
دليل دوم [ بر اعلميت على عليه السّلام بر مردم زمان خود ]
اين است كه خداى متعال در بارهء او فرموده است : «
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
» ( حاقه ، 12 ) ، « يعنى آن تذكرات را گوش « 2 » شنوا شنيده و آن را نگهدارى مىكند » « 3 » .
« 26 » ثعلبى [ يكى از مفسران اهل سنت ] در تفسيرش گويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به على عليه السّلام فرمود : از خداى متعال خواستم ، تو را مصداق منحصر بفرد اين آيه ، قرار دهد .
هامش
( 1 ) . بلاذرى در انساب الأشراف ، ج 2 ، ص 98 ، شمارهء 26 ، گويد : به على عليه السّلام گفته شد به چه علت احاديث و آموختههاى تو از ديگران ياران پيامبر فراوانتر است ؟ در جواب فرمود : چون كه من هر گاه از حضرتش پرسش داشتم مرا پاسخ مىداد و آنگاه كه ساكت مىشدم و سؤالى به خاطر نداشتم كه آن را مطرح سازم ، او خود سخن را آغاز نموده و به علمى مرا بهرهمند مىنمود .
همين روايت را ابن سعد در طبقات ، ج 2 ، ص 101 و ترمذى در صحيح ، ج 5 باب 21 ، ص 640 ، حديث 3729 نقل كردهاند .
( 2 ) . اذن - جمع آذان - مجمع البحرين - اذن واعية - گوش شنوا ، ( دهخدا ) .
( 3 ) . وعى از وعاء به معنى نگهدارى و ضبط است ( المفردات راغب اصفهانى ) .
( 26 ) . ثعلبى در تفسير آيهء شريفه ، اين روايت را نقل نموده و در حاشيهء احقاق الحق ، ج 3 ، ص 149 از وى بازگو نموده ؛ شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 271 ، شمارهء 1007 و 1029 ؛ فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 198 ، باب 40 ، شمارهء 155 ؛ مناقب ابن مغازلى ، ص 265 ، حديث 312 ، ص 319 ، ضمن حديث 363 ؛ تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 600 ، تفسير طبرى ، ج 29 ، ص 35 ؛ نور الابصار شبلنجى ، ص 78 ؛ احقاق الحق ، ج 3 ، ص 147 و ج 14 ، ص 220 و 241 و ج 20 ، ص 92 97 ؛ كشف الغمه ، ج 1 ، ص 20 ؛ خصائص الوحى المبين ، فصل يازدهم ، ص 155 ، شمارهء 119 ، مناقب خوارزمى ، فصل هيجدهم ، ص 199 ؛ كنز العمال ، ج 13 ، ص 177 ، شمارهء 36526 ؛ درّ المنثور ، ج 6 ، ص 260 ذيل آيهء شريفه ، از سعيد بن منصور ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم و ابن مردويه از مكحول . در اين نقل ، مكحول گويد : على عليه السّلام فرمود : از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چيزى نشنيدم كه فراموش كرده باشم . اين روايت را در شمارهء 479 نيز نقل خواهيم نمود .