« 27 » ابو نعيم حافظ شافعى به اسناد خود ، نقل نموده گويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به على عليه السّلام فرمود : خداى متعال امر نموده تا تو را به حضور بخوانم و دانش را به تو بياموزم تا در نگهدارى آن بكوشى ، به همين جهت اين آيهء «
وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ
» نازل گرديد . يا على تو آن گوش شنوا و نگهدارندهء علم هستى .
دليل سوم [ برترى علمى على عليه السّلام از ساير مردم ]
« 28 » اين است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : على از همهء شما در داورى كار برتر و كارگزارتر است . بديهى است داورى به حق ، دانش عميق و ايمان كامل ، لازم دارد و از آنجايى كه على عليه السّلام از ديگران در اين فنّ مهارتش بيشتر و كاربرتر بوده بىترديد دانش وى نيز از همه افزونتر خواهد بود .
« 29 » بيهقى از على عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به من مأموريت داد ، تا به
هامش
( 27 ) . حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 67 ؛ خصائص الوحى المبين ، فصل يازدهم ، ص 154 ، شمارهء 17 و 118 ؛ فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 200 ، باب چهلم ، شمارهء 156 به اين تعبير : وانت أذن واعية لعلمى « تو آن گوش شنواى علم من مىباشى » ؛ شواهد التنزيل ، ج 2 ، ص 272 ، شمارهء 1009 ؛ ترجمه امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 2 ، ص 422 ، شمارهء 931 ؛ مجمع الزوائد ، ص 131 ؛ كفايه الطالب ، ص 236 ؛ مناقب ابن مغازلى ، ص 319 ، حديث 364 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل هيجدهم ، ص 199 ؛ كنز العمّال ، ج 13 ، ص 136 ، حديث 36426 و در ص 177 ، حديث 36525 ؛ درّ المنثور ، ج 6 ، ص 260 ذيل آيهء شريفه از ابن جرير ، ابن ابى حاتم ، واحدى ، ابن مردويه ، ابن عساكر ، ابن البخارى از بريده و اسكافى در المعيار و الموازنة ، ص 301 نقل كردهاند . اين حديث مجددا به شمارهء 478 در همين كتاب خواهد آمد .
( 28 ) . كشف الغمه ، ج 1 ، ص 113 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل هفتم ، ص 39 از ابى سعيد خدرى ، چنين نقل نموده كه گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : إنّ اقضى امّتى على بن ابى طالب عليه السّلام « در بين امتم كسى همانند على در امر قضاوت ، وجود ندارد » ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 33 ؛ نور الابصار ، ص 79 ؛ الاستيعاب ابن عبد البر ، در حاشيهء الاصابه ، ج 3 ، ص 38 ، با اين عبارت كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : أقضاهم على بن ابى طالب « على عليه السّلام در بين آنها ، در داورى عميق و مهارتش بيشتر است . »
( 29 ) . دلائل النبوه بيهقى ، ج 5 ، ص 397 و نيز در سنن ، ج 10 ، ص 86 در كتاب آداب قاضى با اين عبارت كه خبر داد ما را ابو على رودبارى ، ابو عبد اللَّه حسين بن عمر بن برهان ، ابو الحسين بن فضل قطان ، ابو محمد سكرى ، گفتند ، ما را خبر داد اسماعيل بن محمد صفّار ، از حسن بن عرفه از عمر بن عبد الرحمن ابو حفص آبار از اعمش از ابو البخترى از على عليه السّلام كه فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مرا به يمن فرستاد براى داورى بين آنان ، گفتم يا رسول اللَّه : مرا به اين سرزمين فرمان مىدهى ، با اين كه جوان هستم و در مسائل داورى خبره نيستم ؟ فرمود : به حوزهء مأموريتت برو ، چرا كه خداى متعال قلب تو را راهنمايى و زبانت را براى حق گويى استوار خواهد نمود ؛ على عليه السّلام فرمود : پس از اين دعاى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با يقين و بينش خاص قضاوت نموده و هرگز ترديدى در داورى بين دو مرد برايم پديدار نگرديد .
و خبر داد ما را ابن فورك از عبد اللَّه بن جعفر از يونس بن حبيب از ابو داود از شعبه ، از عمرو بن مرة كه گفت شنيدم از ابو البخترى كه مىگفت : مرا حديث نمود آن كس كه از على عليه السّلام شنيده بود كه فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حالى كه دستور داد به يمن بروم ، به او عرض كردم يا رسول اللَّه مأموريتى خطير به من محوّل نمودهاى ، چرا كه جوانى كم سنّ و سال بيش نبوده و به مسائل زيادى از امر قضا آگهى ندارم ؟ ! على عليه السّلام گويد : رسول خدا دست بر سينهام زده فرمود : بىترديد خداى متعال زبانت را ثابت نگه مىدارد و قلبت را راهنمايى خواهد كرد . از آن پس در قضاوت بين دو نفر مشكلى نداشتم ؛ الرياض النضره ، ج 2 ، ص 147 ؛ المنتخب من مسند عبد بن حميد ، ص 61 ، شمارهء 94 ؛ المسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 83 ، 88 ، 111 ، 136 ، 149 ، 156 سنن ابو داود ، ج 2 ، ص 327 ؛ سنن ترمذى ، ج 2 ، ص 277 ؛ كنز العمال ، ج 13 ، ص 124 ، شمارهء 36397 و 98 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 100 ، چاپ ليدن و ج 2 ، ص 338 ؛ كشف الغمة ، ج 1 ، ص 114 ؛ خصائص نسايى ، ص 91 ، شمارهء 32 به بعد ؛ فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 167 ، شمارهء 129 و 130 ، از باب 35 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 774 در كتاب الأحكام 13 ، در باب قضاء شمارهء 2310 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل هفتم ، ص 41 ، فضائل الخمسة فيروزآبادى ، ج 2 ، ص 260 ؛ نور الابصار ، ص 79 ؛ أسد الغابة ، ج 4 ، ص 22 .