تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
اطاعت از من بر تو لازم است ! ! خواب‌بيننده بامداد نزد مجوسى رفت و در خلوت پيام رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را به او رساند ، وى گفت : مرا مىشناسى ، گفتم : آرى ، گفت : من به دين اسلام و نبوت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را اعتقاد ندارم ! گفتم : آرى مىدانم ، اما چه بايد كرد كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، تا سه بار مرا مأمور نمود ، تا پيام او را به تو ابلاغ نمايم ! مجوسى در همان حال شهادتين را بر زبان جارى كرد و مسلمان شد و اهل منزل و بستگانش را نيز به اسلام دعوت نمود و اضافه كرد كه هر كس از شما نزديكانم به دين اسلام تشرف يابد ، هر چه قدر از اموالم كه در تصرف اوست از آن او باشد و گر نه حق تصرف در اموالم را ندارد زيرا من به حق بازگشتم ! با اين ابلاغ تمام بستگان و دوستانش مسلمان شدند ، در آن بين دخترى را كه به فرزند فرزندش تزويج كرده بود بين آنها جدايى انداخت ، زيرا نكاح محارم در اسلام حرام است ! سپس به من گفت : مىدانى آن دعاى مستجاب شده چه مىباشد ؟ گفت : نه ولى مايلم برايم بگويى ، مرد تازه مسلمان گفت : زمانى كه دخترم را به يكى از نزديكانم تزويج نمودم وليمهء عروسى را آماده كردم و مردم را به صرف طعام دعوت نمودم ، اما در همسايگى من جماعتى از اشراف زندگى مىكردند كه فقير و بىبضاعت بودند و من آنها را دعوت نكرده بودم ، در وقت صرف غذا ، به غلامانم دستور دادم تا سفره را در صحن منزل پهن كنند و ميهمانان بر سر سفره حاضر شوند ! ناگهان صداى نالهء دختركى از خانهء همسايه به گوشم رسيد كه به مادرش مىگفت : اين مرد مجوسى با بوى طعامش ، ما را اذيّت مىكند ! من فورا دستور دادم مقدارى طعام و تعدادى لباس و مبلغى مال براى آنها ببرند ، زمانى كه چشم آنها به غذا و لباس و مال افتاد ، آن دخترك به ديگران گفت : به خدا سوگند از اين غذا نخوريم مگر آنكه براى فرستندهء آن دعا كنيم ، پس همگى دست به دعا برداشتند و عرض كردند : پروردگارا ! اين مرد را با جدمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم محشور فرما و افراد ديگرى كه در آنجا حاضر بودند نيز همگى آمين گفتند ! و آن دعا ، همان دعاى آنان است [ كه به شرف اسلام توفيق يافتم اميد است خداوند اثر اين دعا را برايم مقرّر فرمايد ] .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 469 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى