« 563 » ابو عمر زاهد با اسناد به ابن عباس نقل كرده است كه گفت : رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روزى در حالى كه شادمان بود ، فرمود :
« انا الفتى ابن الفتى اخو الفتى » .
من جوانمردم ، فرزند جوانمرد و برادر جوانمرد ، اما اينكه فرمود : من جوانمردم به اين دليل است كه او به اجماع و اتفاق همه ، جوانمرد عرب بود ، يعنى آقا و بزرگ آنها و اينكه فرمود : و فرزند جوانمرد هستم ، زيرا وى فرزند ابراهيم خليل عليه السّلام ، چرا كه خداوند او را در قرآن جوانمرد و با كرامت ناميده ، در آنجا كه مىفرمايد : «
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
» : « 1 » گفتند : « شنيديم جوانى ، از آنها [ به بدى ] ياد مىكرد كه به او ابراهيم گفته مىشود . » و اينكه خود را برادر جوانمرد ناميد ، از آن روست كه برادر على عليه السّلام است ، زيرا جبرئيل منادى حق ، در روز جنگ بدر ، در حالى كه شادمان بود و به آسمان عروج مىنمود ، گفت :
« لا سيف إلّا ذو الفقار و لا فتى الّا علىّ » .
. « 564 » و از ابن عباس نقل شده است كه گفت : ابو ذر غفارى ، را در حالى كه به پردهء كعبه آويخته بود ، ديدم كه مىگفت : هر كس مرا مىشناسد كه مىشناسد و آن كس كه مرا نمىشناسد ، من ابوذرم ، شما مردم اگر آنچنان به روزه دارى مداومت كنيد تا در اثر گرسنگى قامتتان مانند يك تار نخ ، باريك گردد و آن قدر نماز بخوانيد كه مانند گوژپشت قدتان خميده شود به حال شما نفعى ندارد ، مگر اينكه على عليه السّلام را دوست بداريد .
مؤلف گويد : اگر مانند ابو عمر زاهد كه اهل سنت ، او را زاهدترين مردم مىنامند ، چنين روايتى نقل مىكند ، چگونه روا باشد كه از آن غفلت نموده و آن را ناديده بگيرند ! آرى اين محبّت دنيا و قدرتطلبى است كه حقايق را در پردهء غفلت مستور مىگذارد .
هامش
( 563 ) . كتابى از ابو عمر زاهد در دسترس نيست ، اما اين روايت را ابن بابويه قمى ، در امالى ، مجلس 36 ، حديث 10 و محدّث بحرانى ، در مدينة المعاجز ، ص 15 ، با اندك اختلافى نقل كردهاند .
( 1 ) . سورهء انبياء ( 21 ) ، 60 .
( 564 ) . تاج العروس زبيدى ، ج 3 ، ص 159 ، در بارهء حمر ؛ احقاق الحق ، ج 9 ، ص 504 و ج 16 ، ص 125 ، با اختلاف در الفاظ و ج 17 ، ص 185 و 330 و ج 21 ، ص 534 ؛ مناقب ابن مغازلى ، ص 297 ، ح 340 ؛ كفاية الطالب ، باب 87 ، ص 318 ترجمة امام على بن ابى طالب عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 1 ، ص 144 ، ح 179 ؛ شواهد التنزيل ، ص 426 ، ح 583 .