بيشتر ، سخن آن حضرت را قطع نمود و گفت : يا على ! اگر از خصوصيات آن قصر آگاهى دارى ، اوصافش را برايم تعريف كن ، على عليه السّلام فرمود : اى برادر يهودى ! آن قصر از سنگهاى مرمر صاف به طول يك فرسنگ و عرض يك فرسنگ با چهار هزار ستون طلا ساخته شده بود كه در آن هزار قنديل طلا به زنجيرهايى از نقره آويزان بود و هر شب با بهترين و خوشبوترين روغن چراغانى مىشد [ كاخ را زيبايى خاصى مىداد ] در قسمت شرقى كاخ دويست پنجره و همچنين در قسمت غربى نيز همان تعداد نصب گرديده بود كه آفتاب از بامداد تا شب در آن كاخ مىتابيد [ و روشنايى خورشيد از هر سمت كاخ كه خورشيد به آن سمت متمايل مىشد ، از آن پنجرهها به درون كاخ ، منعكس مىگرديد . ] تختى از طلا به طول هشتاد و به عرض چهل ذرع و مرصّع به انواع جواهرات قيمتى در آن كاخ ساخته شده بود و هشتاد صندلى طلايى در سمت راست آن تخت قرار داشت كه بر آنها افسران ارشدى كه هر يك ده هزار مرد جنگى تحت فرمان آنها بودند ، نشسته و گوش به فرمان او بودند و همچنين هشتاد صندلى در سمت چپ قرار داشت كه بر آنها دانشمندان و قاضيان جلوس نموده و نظر به فرمان وى داشتند .
سپس وى بر تخت سلطنت نشسته و تاج شاهى بر سر گذاشت . ناگهان مرد يهودى بار ديگر سخن آن حضرت را قطع كرد و گفت : اگر از خصوصيات آن تاج اطلاع دارى برايم تعريف كن ؛ على عليه السّلام فرمود : تاج وى از طلاى گداخته ساخته شده بود و داراى نه پايه بود و بر هر پايهاى لؤلؤى كه مانند چراغ در شب تاريك مىدرخشيد ، قرار داشت و پنجاه غلام از فرزندان افسران ارشد را قباى ديباى سرخ رنگ و شلوارهاى سبز رنگ زيبا پوشانده و هر يك آنها تاجى بر سر ، دستبندى در دست و خلخالى به پاى برنهاده به خدمت گماشته و در دست هر يك عمودى از طلا قرار داده ، بالاى سر وى ايستاده دستورات او را اجرا مىنمودند ، در آن حال شش تن از فرزندان دانشمندان كه در سنين جوانى بودند سه تن در سمت راست و سه تن در سمت چپ ايستاده و مشاوران خاص او بودند كه بدون مشورت با آنها به هيچ كارى تصميم نمىگرفت .
يهودى گفت : يا على ! نام آن شش تن چه بوده ؟ حضرت على عليه السّلام فرمود : حبيبم
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 407
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٠٧