تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
قورباغه در صدايش و چكاوك در نغمه و آوازش چه مىگويد ؟ عمر از جواب عاجز شد و سر به زير افكند و با لحنى شرمگينانه گفت : بر عمر عيبى نيست آنچه را كه نمىداند بگويد نمىدانم و از ديگرى بپرسد ! ! يهوديان با خرسندى بسيار ، از عجز خليفهء مسلمانان ، بانگ برآوردند و گفتند : ما گواهى مىدهيم كه محمد پيامبر نبوده و دين اسلام باطل است ! در آن حال سلمان كه در آنجا حاضر و هميشه از نزديك مراقب اوضاع بود با نوعى هيجان و ناراحتى از جاى برخاسته و به يهوديان گفت : اندكى توقف كنيد و سپس با شتاب به منزل على عليه السّلام رفت و عرض كرد : يا على ! اسلام را درياب ! حضرت على عليه السّلام فرمود : اين همه ناراحتى براى چيست ؟ جريان را بازگو نمود . على عليه السّلام با عجله در حالى كه برد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را بر شانه داشت دامن كشان به مسجد آمد ، چون عمر چشمش به على عليه السّلام افتاد ، با شتاب به استقبال آن حضرت آمد روى وى را بوسيد و گفت : اى ابو الحسن ! تويى كه گره مشكلها را مىگشايى و بايد در رفع مشكلات به تو پناه برد ! زيرا ذخيرهء اسلام در وقت حاجت تنها تويى و غير از تو به هيچ كس اميد نيست ! على عليه السّلام براى پاسخگويى به پرسشهاى يهوديان اعلام آمادگى نمود و فرمود : از هر چه مىخواهيد پرسش كنيد ! چرا كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هزار باب علم را به رويم گشود و از هر بابى هزار باب ديگر به رويم گشوده شد و مطمئن باشيد كه سرگردان و حيران نخواهيد ماند ، سپس فرمود : ولى پاسخ به پرسشهاى شما داراى شرطى است كه بايد به آن متعهد شويد ، گفتند : آن شرط چيست ؟ فرمود : اگر پرسشهاى شما را به همان گونه كه در تورات آمده است پاسخ گويم ، آيا به دين اسلام مىگرويد و به پيامبر خدا ايمان مىآوريد ؟ گفتند : آرى ما اين شرط را مىپذيريم . آن‌گاه پرسيدند : منظور از قفلهاى آسمانها چيست ؟ جواب داد : قفلهاى آسمانها شرك به خداوند است ، به اين علت كه اگر بنده‌اى ( چه زن و چه مرد ) مشرك شود هيچ عملى از او به عالم بالا صعود نخواهد كرد . پرسيدند : كليدهاى آن قفلها چيست ؟