تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
و مادرم فدايت باد ، هم اكنون انس به من خبر داد كه شما فرموده‌ايد : بهشت به چهار تن از امتم اشتياق دارد ! آن چهار تن كيستند ؟ رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در حالى كه با انگشت به وى اشاره مىنمود ، فرمود : به خدا سوگند « انت اوّلهم » . تو نخستين فرد آنهايى و سه بار اين جمله را تكرار كرد ، على عليه السّلام عرض كرد : يا رسول اللَّه ! پدر و مادرم فدايت باد آن سه نفر ديگر كيستند ؟ فرمود : آن سه تن ، مقداد ، سلمان و ابو ذر مىباشند . « 336 » خطيب در تاريخ بغداد ، با اسناد به عبد اللَّه بن عباس ، گويد : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : در روز قيامت جز چهار تن ، كسى سواره به محشر وارد نمىشود ، عباس از جاى برخاست و گفت : پدر و مادرم فدايت باد يا رسول اللَّه ! آن چهار تن كيستند ؟ پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : اما من بر دابة اللَّه كه براق نام دارد و برادرم صالح بر ناقة اللَّه كه آن را پى كردند و عمويم حمزه أسد اللَّه و أسد رسوله ، بر ناقهء عضباى من سوار خواهد بود و برادر و پسر عمو و دامادم ، على بر ناقه‌اى از ناقه‌هاى بهشت كه بر پشت آن پارچه‌اى از ديباج انداخته شده و پاهاى آن از زمرد سبز و بدن آن از طلاى سرخ و سر آن از كافور سفيد و دم آن از عنبرى كه نور از آن ساطع است و استخوانبندى آن از گياهى كه بوى مشك دارد و گردنش از لؤلؤ و بر آن قبّه‌اى است از نور خدا كه باطن آن عفو الهى و ظاهرش رحمت خداوندى است ، سوار است و در دست او لواى حمد قرار دارد و بر هر گروهى از فرشتگان كه مىگذرد ، گويند ، اين فرشتهء مقرب و يا پيامبرى مرسل و يا حامل عرش الهى است ؟ در آن حال منادى از نزديك يا درون عرش الهى اعلان مىكند كه اين نه فرشتهء
هامش
( 336 ) . تاريخ بغداد ، ج 11 ، ص 112 ، شمارهء 5805 با اختلاف اندكى در الفاظ و ج 13 ، ص 122 ، شمارهء 7106 ، با اندكى اختلاف ؛ امالى شيخ طوسى ، حديث 4 ، مجلس دهم و حديث 50 ، مجلس دوم با اختلاف در الفاظ ؛ ذيل احقاق الحق ، ج 4 ، ص 203 و 498 و ج 15 ، ص 226 به بعد و ص 164 و 287 و ج 16 ، ص 514 و ج 20 ، ص 325 ؛ فضائل الخمسة ، ج 2 ، ص 115 ؛ ينابيع المودة ، باب 15 ، ص 79 و 245 ؛ مناقب خوارزمى ، فصل بيست و دوم ، ص 259 و فصل نوزدهم ، ص 209 با اختلاف در الفاظ ؛ ترجمة امام على بن ابى طالب عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 2 ، ص 333 ، روايت 843 - 845 .