تو سرپيچى نمايد . دوستان محمّد دوستان تو و دشمنان او دشمنان تو مىباشند كه هرگز از شفاعت محمد بهره نمىبرند . آنگاه گفت : اى برگزيدهء خدا به من نزديك شو و سر پسر عمت را بر دامن بگذار ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پس از لحظاتى سر از دامن على برداشت و فرمود : اين همهمهاى كه مىشنيدم از چه كسى بود ؟ على عليه السّلام ماجرا را تعريف كرد .
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : او دحيهء كلبى نبود كه با تو سخن مىگفت ! وى جبرئيل بود و با نامى كه خداوند تو را به آن اسم ياد كرده بود ، نام نهاد ! اين جبرئيل است كه محبت تو را در دلهاى مؤمنان و هيبت تو را در دلهاى كافران جاى داده است .
« 332 » ابن مردويه با استناد به بريده گويد : رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به ما امر نمود كه به هنگام ملاقات با على عليه السّلام او را به امارت مؤمنين ياد كنيم و بگوييم :
« السّلام عليك يا امير المؤمنين » .
. « 333 » و از مناقب ابن مردويه ، از عبد اللَّه ، نقل شده است كه على عليه السّلام بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در آن زمان كه عايشه نزد او بود ، وارد شد و در كنار رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در بين او و عايشه نشست ! عايشه زبان به اعتراض گشود و گفت : آيا جايى جز اين مكان نيافتى كه در جاى من نشستى ؟ ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با شنيدن اين سخن ، در حالى كه از گفتهء او خشمناك شده بود ، دست بر پشت وى زد و فرمود : عايشه آرام باش و با گفتهء نيشدارت نسبت به على برادرم ، مرا آزار مده ، زيرا او امير مؤمنان و آقاى مسلمانان و رهبر سپيدرويان با ايمان است . و در روز قيامت بر صراط مىنشيند و پيروانش را به بهشت ، رهنمون مىشود و دشمنانش را به دوزخ مىافكند .
هامش
( 332 ) . مناقب ابن مردويه و كتاب اليقين سيد ابن طاوس ، باب سوم ، ص 10 ؛ ترجمة امام على بن ابى طالب عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 2 ، ص 260 ، حديث 784 ؛ ذيل احقاق الحق ، ج 15 ، ص 222 .
( 333 ) . مناقب ابن مردويه چنان كه در كتاب اليقين سيد ابن طاوس ، باب 15 ، ص 11 نقل شده است .