شدت گريست و اشكش جارى شد ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه از شدت گريهء دخترش بىاندازه متأثر بود ، از علّت اين گريهء جانسوز پرسيد ، فاطمه عليها السّلام عرض كرد : پدر جانم ، از زندگى آيندهاى كه در كنار تو نباشم بيمناكم كه نكند دشمنان قسم خوردهء شما و اسلام ، آن كينههاى در دل نهفته و ديرينهء خود را اظهار كنند ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى التيام اندوه دخترش فرمود : آيا نمىدانى كه خداوند با دانش گستردهاش بر اهل زمين نظر انداخت و پدرت را برگزيد و او را به نبوّت مبعوث نمود و بار ديگر به اهل زمين نظرى كرد و شوهرت را برگزيد و به من وحى فرستاد ، تا تو را به او تزويج كنم ، با اين دستور تو را به او تزويج نمودم ، سپس او را وصىّ خويش قرار دادم . اى دخترم ! آيا نمىدانى ، مقام و مرتبهء تو در نزد خدا به آن حدى است كه تو را به دانشمندترين و بردبارترين مردم و پيشگامترين آنها به اسلام ، تزويج نمودم ! فاطمه عليها السّلام با شنيدن اين سخنان پر ارج از خورسندى و شادمانى خنديد و مژدگانى از پدر دريافت نمود . در آن هنگام رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى اين كه فاطمه را به خيرات و بركات فراوانى كه حدودى براى آن متصور نبود و به محمد و آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از جانب خداوند تقسيم شده بود ، خبر دهد و آگاه سازد ، فرمود : اى فاطمه ! على داراى خصال و مناقب هشتگانهاى است كه در عالم هستى همتايى ندارد و آنها عبارتند از : ايمان او به خدا و رسول وى ، حكمت و دانش فراوان ، همسرى مانند تو ، فرزندانى مانند حسن و حسين ، آمر به معروف و ناهى از منكر بودن وى . اى فاطمه ! ما اهل بيتى هستيم كه به شش خصلت امتياز يافتهايم و اين شش خصلت جز به ما به هيچ كس از پيشينيان داده نشده و به آيندگان هم نخواهد رسيد . پيامبر ما بهترين پيامبران است و او پدر توست و بهترين اوصياء وصى ماست كه او شوهر تو مىباشد و شهيد ما بهترين شهيدان است و او عموى پدر تو حمزه است [ و از ماست جعفر طيّار ، آن كسى كه با دو بال در بهشت پرواز مىكند ] و از ماست دو سبط اين امت و آن دو فرزندان تو هستند و از ماست مهدى اين امت ، آن كه عيسى بن مريم پشت سر وى نماز مىخواند .
سپس دست بر شانهء حسين زد و فرمود : از اين فرزندم ، مهدى اين امّت پديد مىآيد .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٨٩