مبحث سوم در برادرى آن جناب با مقام رسالت - صلوات اللَّه و سلامه عليهما - است
« 270 » احمد بن حنبل در مسند خود ، از زيد بن ابى اوفى ، بازگو نموده كه گفت : حضور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شرفياب شدم و على عليه السّلام جريان ايجاد برادرى بين اصحاب را نقل مىنمود ، در آن حال على عليه السّلام عرض كرد : يا رسول اللَّه ! در آن هنگام كه ديدم ميان يارانت عقد برادرى ايجاد نمودى ، اما از من خبرى نبود ، روح از تنم بيرون رفت و پشتم شكست ! ! اگر ترك اين عمل به خاطر گناهى است كه مرتكب شدهام و از من خشمگينشدهاى ، اين شما و اين تأديب و توبيخ و اين كار از كرامت شما نمىكاهد ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه چهرهء پژمردهء على عليه السّلام را مشاهده مىنمود ، فرمود : به خدايى كه مرا به نبوّت مبعوث نمود ، علت ترك صحبت با تو ، جز اينكه تو را براى خويش ذخيرهء اخوت قرار دادم ، چيز
هامش
( 270 ) . مسند احمد ابن حنبل ، حديث 207 و 259 ، از كتاب الفضائل ؛ حاشيهء ترجمة امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 122 ، ذيل حديث 148 و ص 121 ، حديث 148 ؛ تذكرة الخواص ، باب دوم ؛ ص 23 ؛ الغدير ، ج 3 ، ص 115 ؛ الاصابة ، ج 1 ، ص 560 ، شمارهء 3878 ؛ فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 112 ، شمارهء 80 و 118 ، شمارهء 83 ؛ احقاق الحق ، ج 5 ، ص 82 .