« 236 » آن كس كه به چيز اندك قناعت كند ، از جمع زيادى بىنياز مىگردد و آن كس كه هميشه در فكر ازدياد باشد ، به هر چيز حقير و بىارزشى نيازمند خواهد بود [ يعنى فضيلت هر انسان در بىنيازى است و اين بىنياز بودن جز در قناعت به دست نمىآيد ، بنا بر اين اگر از قناعت گام فراتر نهاد و در فكر زياده خواهى افتاد بدون ترديد به اسارت در مىآيد و براى تكثير و ازدياد مال به هر چيز پست و حقير نيازمند خواهد بود ] .
« 237 » آن چنان كارها در پوشش مقدرات قرار مىگيرد كه اگر پاى تدبير در آنجا باز شود ، بدون ترديد آفت و نافرجامى كارها همان تدبير خواهد بود [ به اين معنا كه مقدرات از قبل تعيين شده كه خارج از اختيار آدمى است ، راه تدبير براى تغيير مسير آنها بىاثر مانده و در آن حال اگر بخواهد با تدبير و بينش به آنها نزديك گردد ، به آفت آنها گرفتار مىشود ] .
« 238 » مؤمن نفس خويش را به رنج مىاندازد و مردم از وى در راحتى و آسايش هستند .
« 239 » بهترين و برترين عبادتها ، شكيبايى در مقابل سختيها و صمت و خموشى براى بهدورماندن از آفات سخن و انتظار فرج و گشايش در كارهاى سخت .
« 240 » بردبارى وزير مؤمن ، دانش دوست او ، رفق و مدارا با مردم برادر وى ،
هامش
( 236 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 300 ، شمارهء 40 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 422 .
( 237 ) . نهج البلاغه سيد رضى ، كلمات قصار ، شمارهء 15 ؛ تحف العقول ، ص 160 با اختلاف در الفاظ .
( 238 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 301 ، شمارهء 46 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 422 ، كتاب روضه .
( 239 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 301 ، شمارهء 48 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 422 .
( 240 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 302 ، شمارهء 50 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 423 ، كتاب روضه .