« 226 » نادانى و جهل انسان به عيبهاى خويش ، از بزرگترين گناهان اوست .
« 227 » آدمى در آن زمان به نهايت و كمال عفّت و پارسايى مىرسد كه به حدّ كفاف خوشنود بوده و پا از گليم خويش فراتر نگذارد .
« 228 » لغزش دوستت را به خاطر روزى كه دشمن بر تو هجوم كند ، تحمّل كن تا در آن روز كه به پشتيبانى او نيازمندى از تو دفاع نمايد .
« 229 » اعتراف به جا و حقيقت پذيرى نيكو و بمورد بنيان گنهكارى را منهدم مىسازد . [ به اين علّت كه معمولا گناهكار براى سرپوش گذاردن به گناهش از اعتراف خوددارى مىكند و همين موجب مىشود كه هميشه دستاندركار گناه باشد ] .
« 230 » بدترين زاد و اندوخته براى روز قيامت ، همانا بر بندگان خدا ستم نمودن است .
« 231 » دوران عمر آدمى به دو روز و به تعبير ديگر به دو قسمت تقسيم مىگردد :
روزى كه به آدمى روى مىآورد و روزى كه به انسان پشت مىكند . بنا بر اين روزى كه دنيا به تو رو مىكند ، گرفتار غرور و سركشى مشو و آنگاه كه دنيا به تو پشت مىكند
هامش
( 226 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 297 ، شمارهء 19 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 421 ، كتاب روضه .
( 227 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 297 ، شمارهء 20 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 421 ، كتاب روضه .
( 228 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 298 ، شمارهء 25 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 421 ، كتاب روضه .
( 229 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 299 ، شمارهء 26 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 421 ، كتاب روضه .
( 230 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 299 ، شمارهء 29 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 17 ، ص 421 ، كتاب روضه .
( 231 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 299 ، شمارهء 31 ، نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شمارهء 396 روضه كافى ، ص 21 ، بحار الانوار ، ج 77 ، ص 422 ؛ تحف العقول ، ص 69 و ص 147 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 422 .