تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
پس اى كسى كه با زبان دنيا را بد مىگويى ، امّا در عمل ، پاى بند به غرور آن هستى ، بگو : چه زمانى تو را فريب داد ، آيا استخوانهاى پوسيده پدرانت تو را فريفت ؟ و يا به آرامگاه مادران در دل خاك مغرورت نمود ، آيا به پرستارى آنها و دارو و درمان آنان كه آرزوى شفا از آنها داشتى و با فرارسيدن اجل ، دارو و درمان سودمند نشد و از اينجا رخت بربستند ، تو را فريب داد ؟ آيا نه اين است كه دنيا آرامگاه آنها را به تو نشان داد ، همان گونه نيز تو را به ديگران نشان خواهد داد ، آيا همهء اينها براى تو درس عبرت نيست ؟ پس از مرگ نه گريه عزاداران تو را سود مىدهد و نه دوستان و نزديكانت به تو نفع مىبخشند . « 218 » فرمود : جز به خداى مهربان نبايد به هيچ كس اميدوار بود و جز از گناه خويش ، نبايد از چيز ديگرى ترس داشت و عالمى كه چيزى را نمىداند ، اگر از او سؤالى كنند ، نبايد خجالت بكشد از اينكه بگويد ، خدا بهتر مىداند [ يعنى در مورد پرسش از امر مجهول ، بايد حيا را كنار گذارد و با صراحت بگويد ، خداوند به سؤال تو داناتر است و من به جواب اين پرسش آگاه نيستم ] شكيبايى براى ايمان از نظر اهميت مانند وجود سر است نسبت به بدن ، بنا بر اين كسى كه در برابر ناملايمات و سختيها شكيبا نيست ، ايمان هم نخواهد داشت . « 219 » هر سخنى كه در آن ياد و ذكر خداوند نباشد ، لغو و بىفايده است ، و هر سكوت و خاموشى كه بر اساس تفكر و بينش نباشد ، سهو و فراموشى است و هر ديد و نظرى كه عبرت‌انگيز نباشد غفلت‌زدگى و لهو است .
هامش
( 218 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 206 ، با اندكى اختلاف ؛ عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 119 ؛ شرح نهج البلاغهء محمد عبده ، ج 4 ، ص 18 ، خصال شيخ صدوق ، ج 1 ، ص 315 ، باب 5 ، شمارهء 95 و 96 ؛ تحف العقول ، ص 156 ؛ دعائم الاسلام قاضى نعمان ، ج 1 ، ص 80 ، ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 295 ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 420 . ( 219 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 296 ، باب سوم ، فصل 53 ، شمارهء 6 ، بحار الانوار ، ج 77 ، ص 421 ، كتاب روضه .