انكار برهاند . از سخنان زهر آلودى كه روح يقين را در جان شما مسموم مىكند و اعتقاد راسخ و پايدار شما را نابود مىسازد و از عمل سودمند بازمىدارد ، پرهيز كنيد .
« 217 » على عليه السّلام در پاسخ مردى كه به صورت پرسش و گلايه ، دنيا را مذمت مىكرد ، فرمود : دنيا جايگاه راستى و راستكارى است ، اگر كسى صداقت و درستكارى آن را تصديق كند ، سرائى است پر عافيت براى آنان كه اين حقيقت را به خوبى از آن درك كنند و بازار سرمايه اندوزى و بىنيازى است براى كسى كه از آن توشه برگيرد ، به راستى دنيا عبادتگاه پيامبران ، مهبط وحى پروردگار ، مصلّاى فرشتگان و تجارتخانهء اولياى خداست كه رحمت او را كسب مىنمايند و در قبال اين اكتساب ، بهشت را به عنوان سود تجارت خويش به دست مىآورند اى مذمتكنندهء دنيا ، مگر نه اين است كه دنيا ما را اندرز مىدهد و مىگويد ، دير يا زود از تو فاصله خواهم گرفت و زمان جدايى فراخواهد رسيد ، اين دنياست كه از سويى مرگ خود را به ما اعلام مىدارد و مىگويد : عمر من به پايان خواهد رسيد و از سويى ديگر ما را به سراى جاويد قيامت تشويق مىكند و نويد مىدهد . گاهى با زبان تخويف و تحذير ما را مىترساند و زمانى با زبان ترغيب ما را به عمل سودمند تشويق مىنمايد و مىگويد : گرفتارى اين جا با گرفتارى آنجا پيوند دارد و شادمانى اينجا با شادمانى آنجا در ارتباط است [ به اين معنا كه اگر از ابتلا و امتحان در اين جا سرافراز نگرديدى و از عهده برنيامدى در آنجا همين پريشانى تجسم يافته و در گرو آن خواهى بود و اگر رضاى الهى را در اين جا كسب نمودى اين تحصيل خوشنودى با آنجا در ارتباط است و اين رضا با رضوان حق پيوند خواهد داشت ؛ اكنون تأمل كن كه در كجاى دنيا ، مذمت وجود دارد ، پس دنيا مىترساند و بيم مىدهد و هم ترغيب مىكند و تشويق مىنمايد و به عبادت سوق مىدهد ] .
هامش
( 217 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 419 ؛ شرح نهج البلاغهء محمد عبده ، ج 4 ، ص 31 ، شمارهء 131 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 208 ؛ تحف العقول ، ص 131 ، بحار الانوار ، ج 77 ، ص 420 ؛ نهج السعاده ، ج 1 ، باب خطبهها ، ص 366 ، شمارهء 121 .