كه تاوان سنگينى در پى دارد ] شما مردم براى آخرت آفريده شدهايد ، نه براى دنيا اما چند روزى بر حسب مصلحت حكيمانهء الهى در اين سراى تاريك دنيا محبوس ماندهايد .
بازتاب گستردهء اعمال شما بعد از مرگ در اين است كه از يك طرف ، فرشتگان گويند براى سراى آخرت چه ذخيرهاى تهيه نموده است ؟ و از سويى ديگر ، مردم مىگويند براى بازماندگان چه نگهداشته است ؟ خداوند به شما خير دهد ، هم اكنون كه مىدانيد راه مرگ در پيش داريد ، بعضى اندوختهها را براى خويش روانه سازيد ، تنها اين بازماندگان نباشند كه از همهء اندوختههاى شما بهرهمند شوند ، اما خودتان محروم بمانيد ؛ بنا بر اين بعضى اندوخته براى آنها و بعضى ديگر براى خود شما باشد [ آنگاه تشبيهى زيبا در جهت شناختن دنيا ارائه داده و فرموده است ] : مثل دنيا مثل زهرى كشنده است كه انسان ناآگاه آن را مىنوشد [ اما كسى كه از عواقب آن آگاه است هرگز گرداگرد آن نمىگردد ] .
« 215 » على عليه السّلام فرمود : اى مردم موجهاى طوفندهء فتنهها را با كشتيهاى نجات بشكنيد ، تاج افتخارات موهوم را ، از سر برگيريد ، راه اختلاف و تفرقهانگيزى را ترك كنيد و در طريق سعادت گام نهيد ، اگر مىخواهيد حق خويش را بازستانيد ، با قدرت قيام كنيد تا به مقصد برسيد ، زيرا پرندهاى كه بالى محكم ندارد ، پرواز براى او گران خواهد بود و اگر نيرويى نداريد كه از حق خويش دفاع كنيد ، چه بهتر آنكه آرام باشيد و تسليم مقدرات شويد ، تا آنچه مقدر است بر شما فرود آيد .
اين دنيا لقمهاى گلوگير است كه بايد مراقب آن بود و آب گنديدهاى است كه با طبع سالم انسان سازگار نيست و [ ميوهء هر درخت را در وقت رسيدن به كمال بايد چيد تا از آن بهرهمند شويد ] مثال ميوهء كال و نارس كه براى ميوهدار نفعى ندارد مثال كشاورزى است
هامش
( 215 ) . تذكرة الخواص سبط ابن جوزى ، ص 121 تحت عنوان خطبهاى كه به هنگام وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم القاء نموده ، در باب ششم آورده است ؛ شرح نهج البلاغهء محمد عبده ، ص 40 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 213 ، شمارهء 5 .