تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
كه در زمين ديگرى زراعت كرده باشد [ يعنى همان گونه كه كشاورزى در زمين ديگرى براى كشاورز سودى در پى ندارد ، همچنين ميوهء كال و نارس چيدن نيز ، براى باغبان ثمر بخش نيست به اين معنا كه براى رسيدن به مقصد ، بايد از فرصت مناسب بهره گرفت و در غير اين صورت جز سختى كشيدن بدون سود ، عايدى حاصل نمىشود ] . على عليه السّلام در بارهء داورى مردم ناآگاه از يك سو و بلواساز و آشوب‌طلب از سوى ديگر با تأسف فراوان ياد مىكند و مىفرمايد : اگر بگويم خلافت حق من است ، تودهء ناآگاه مىگويد على براى رسيدن به قدرت و ملك تلاش مىكند و اگر خاموش شوم ، مىگويند على تا چه حدّ از مرگ در هراس است كه از حق مسلّم خويش دفاع نمىكند [ مبادا دشمن سوگند خورده‌اش ، او را از پاى در آورد و به زندگيش خاتمه دهد ] سپس فرمود : « هيهات بعد اللتيا و اللتى » . چه دور مىنمايد درك و فهم اين حقايق براى اين تودهء ناآگاه ، به خدا سوگند ! فرزند ابى طالب به مرگ بيش از الفت كودك به پستان مادر ، انس دارد . پس سكوت من در مورد خلافت خوف از مرگ نيست ، آرى خموشى و سكوت من علتش آگهى و آينده بينى است كه مىدانم اگر سخنى گويم و اقدامى كنم ، چه بلايى بر سر اسلام خواهد آمد ! آن اطلاعات عميق را در سينه دفن كرده‌ام كه اگر روزى از گلويم مانند پاره‌هاى گداخته كوه آتش فشان بخروشد و پراكنده گردد ، همه شماها همانند ريسمانى كه در چاه عميق و طولانى ارسال شود و بر اثر بعد مسافت به خود بلرزد از عمق فاجعه به خود مىلرزيد و مضطرب مىشويد . « 216 » زندگى شرافتمند ميسّر نيست جز در پرتو دين و مرگى بدتر و مرگبارتر از انكار يقين وجود ندارد . [ به اين معنا كه اگر انسانى بدون توسّل به يقين راهى را انتخاب كند ، فايده‌اى نخواهد برد و بهره‌اى از حيات نصيبش نمىشود ] پس بايد هميشه در سير حركت به مقصد ، آب گواراى يقين را بنوشيد تا شما را از خواب مرگ آفرين ترديد و
هامش
( 216 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، باب سوم ، فصل 53 ، شمارهء 2 ؛ بحار الأنوار ، ج 77 ، ص 420 ، كتاب الروضة .