رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىدانست ، أعراب ساكن اطراف مكّه و كسانى كه در جنگها ، تلفات جانى ديده بودند ، به اين باور بودند كه زمانى كه مدينه از وجود پيامبر خالى بماند ، هجوم وحشيانهء خود را آغاز كنند ! به همين علت بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با هوشيارى ويژهاى در حفظ و حراست مدينه مىكوشيد و در اين غزوه كه شخص پيامبر شركت داشت و گمان مىرفت كه با نبودن وى هرج و مرجى ، در مدينه واقع شود على عليه السّلام كه همانند شخص او در حفظ و حراست شهر كوشا بود ، به جاى خويش تعيين نمود . منافقان كوردل و شايعهساز كه در داخل شهر بودند وقتى خبر جانشينى على عليه السّلام بر جاى پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در مدينه را شنيدند ، بسيار ناراحت شدند و حسادت ورزيدند چون مىدانستند با وجود على عليه السّلام خطرى نمىتواند مدينه را تهديد كند ، و نقشه آنها را نقش بر آب ساخته است ، از رشك و حسادتى كه نسبت به على عليه السّلام در طول دوران مبارزه ، در دل داشتند ، به اصطلاح جنگ سرد را آغاز نموده به شايعه افكنى پرداخته و گفتند : چون وجود على عليه السّلام در اين غزوه بر پيامبر سنگين است و نمىخواهد او را با خود ببرد ، وى را در مدينه باقى گذاشته و اين عمل براى اكرام و تجليل على نيست با اين كه شدّت علاقهء پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نسبت به على عليه السّلام را مىدانستند ! ! اين شايعه پراكنى بر على عليه السّلام گران آمد و بىدرنگ به قصد ملاقات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مدينه را ترك نمود و به وى ملحق شد ، و جريان شايعه سازى آنان را به عرض رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسانده و گفت : منافقان گمان مىبرند كه جانشينى من در مدينه نه به خاطر اجلال و احترام من بلكه به علت ناراحتى شما با من است كه نمىخواهيد در ركاب شما حضور داشته باشم ! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم وى را با اين عبارات نوازش داده و فرمود : اى برادرم به مدينه باز گرد ، زيرا مدينه بىمن و تو امنيت ندارد . رتبه و منزلت تو نزد من همان منزلت هارون نسبت به موسى است ، جز اين كه بعد از من پيامبرى نيست . در غياب من خليفه و جانشين بر اهل و عشيره و نزديكانم خواهى بود .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٧٦