مشغول شد و آن را باز نمود ، سپس آن را پل قرار داده و مسلمانان وارد قلعه شدند و غنايمى فراوان را به دست آوردند .
پس از انصراف مسلمانان از اخذ غنايم ، در را تا چند متر پرتاب نمود و آن درب به حدى سنگين بود كه براى بستن آن چهل نفر ، با هم كمك مىكردند و براى از جاى كندن آن به هفتاد نفر نيازمند بود در آن حال مردى از حضرتش پرسيد ، چگونه درب به اين سنگينى را از جاى كندى ؟ فرمود : سنگينى آن ، بيش از سپرى كه در غير از اين روز ، به دست مىگرفتم نبود ، سپس فرمود : به خدا سوگند ، درب قلعه خيبر را با نيروى جسمانى از جاى نكندم ، بلكه اين نيروى ربّانى بود كه مرا يارى نمود ، تا آن را از جاى كنده و براى مسلمانان پل قرار دادم .
« 176 »
[ فتح مكه ]
در جريان فتح مكّه كه خداوند به پيامبرش وعدهء پيروزى داد و فرمود : «
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
» : « 1 » « چون يارى خداوند فرارسد » پرچم اسلام به دست على عليه السّلام بود .
« 177 » رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به هنگام ورود به مكّه ، از لشكر غرور آفرين اسلام پيمان گرفت كه با كسى نجنگند مگر آنان كه جنگ را آغاز كنند . از اين دستور عام تنها تعدادى كه آن حضرت را زياده از حدّ آزار رسانده بودند ، استثنا شد كه از آن تعداد يكى حويرث بن نفيل ابن كعب بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در مكّه آزار مىداد و على عليه السّلام به دستور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم او را مجازات كرد و به قتل رساند .
« 178 » زمانى كه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به مسجد الحرام داخل شد ، 360 بت كه بعضى به بعضى
هامش
( 176 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 56 ؛ كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 218 ؛ ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، باب دوم ، فصل 34 ، ص 121 .
( 1 ) . نصر ، 1 .
( 177 ) . كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 218 ؛ ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، باب دوم ، فصل 35 ، ص 122 .
( 178 ) . كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 219 ؛ ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، باب دوم ، ص 124 ، فصل 36 .